چرا طلای جهانی همچنان میتازد؟ | تحلیل داغ بازار
در آغاز سال ۲۰۲۶، جهش تاریخی قیمت هر اونس طلا به مرز ۵۰۰۰ دلار، فراتر از یک نوسان مقطعی، زنگ خطر جدی برای ساختار مالی جهانی است.
صعود بیسابقه بهای جهانی طلا در سال ۲۰۲۶، که قیمت آن از مرز ۵۰۰۰ دلار عبور کرد، دیگر صرفاً یک روند صعودی قیمتی محسوب نمیشود؛ بلکه نمایانگر عدم پذیرش بازار جهانی نسبت به مسیر سیاستهای پولی و مالی کنونی آمریکا و سرنوشت دلار است. این رخداد، یادآور داوری تاریخی جیپی مورگان در ۱۱۲ سال پیش است که فرمود: «طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است» (Gold is money; everything else is credit). اکنون، بازارهای مالی جهان این حکم را با شدت بیشتری تأیید میکنند. در عصری که بدهیهای دولتی ایالات متحده رکوردهای سرسامآوری به جا میگذارند، بیثباتیهای ژئوپلیتیکی گسترش یافته و آینده سیاستهای اقتصادی با عدم قطعیت همراه است، طلا مجدداً جایگاه خود را به عنوان معیار حقیقی پول و تنها پناهگاه مطمئن تثبیت کرده است.
دلار در مقابل طلا: اعتبار سیاسی یا پشتوانه واقعی؟
ستون فقرات نظام مالی بینالملل، یعنی دلار آمریکا، بر پایه اعتبار دولت و اعتماد به سیاستگذاران آن بنا شده است، برخلاف طلا که کمیابی ذاتی دارد. رابطه سنتی میان این دو دارایی همواره معکوس بوده است. در ماههای اخیر، مجموعهای از فشارهای ساختاری بر دلار سایه افکنده است؛ شامل کسری بودجه مداوم، رشد بیوقفه بدهی فدرال و ابهامات پیرامون تغییرات احتمالی در سیاستهای پولی. این عوامل، طلا را مجدداً در قامت «پول فرادلار» قرار دادهاند؛ داراییای که اعتبار خود را نه از یک دولت، بلکه از پذیرش جهانی و محدودیت عرضه کسب میکند. به عبارت دیگر، هرچه اعتماد به «اعتبار» دلار کاهش یابد، نقش طلا به عنوان «پول واقعی» پررنگتر میشود.
نرخ بهره و چالش اعتماد پولی
سیاستهای مربوط به نرخ بهره فدرال رزرو یکی از متغیرهای کلیدی تعیینکننده قیمت طلا است؛ زیرا طلا سودی دورهای تولید نمیکند. در شرایط تثبیت نرخ بهره در محدوده تقریبی ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد، نگرانی اصلی بازارها فراتر از خود نرخ بهره است و به توانایی بانک مرکزی آمریکا در مدیریت تورم، رشد اقتصادی و حفظ ثبات مالی مربوط میشود. بازار نگران تداوم سیاست انقباضی منجر به رکود، یا بازگشت تورم در صورت کاهش زودهنگام نرخ بهره است، و همچنین در مورد استقلال و اعتبار سیاست پولی تردیدهایی وجود دارد. در این فضای پرچالش، طلا به یک سپر دفاعی تبدیل شده است؛ داراییای که تحت تأثیر تصمیمات لحظهای بانک مرکزی قرار نمیگیرد و به تعبیر مورگان، از خطاهای سیاستگذاران مصون میماند.
احیای نقش تاریخی طلا در برابر تورم
تورم بار دیگر به یک دغدغه اصلی در اقتصاد جهانی بدل شده است. با وجود کاهش جزئی نسبت به دوره پاندمی، نگرانیها درباره کسری بودجه کلان، هزینههای فزاینده دولت فدرال و احتمال تأمین این بدهیها از طریق خلق پول، همچنان باقی است. در این برهه، طلا به نقش سنتی خود به عنوان عاملی برای حفظ قدرت خرید در برابر پولهای فیات بازمیگردد. عرضه طلا برخلاف ارزهای کاغذی که قابلیت چاپ نامحدود دارند، محدود، مستلزم هزینه بالا و فرآیندی کند است؛ این ویژگی آن را به لنگر ارزش بلندمدت مبدل میسازد. رفتار کنونی بازار این پیام را منتقل میکند که در دوران تولید بیش از حد پولهای کاغذی، تنها طلا است که ماهیت «پول واقعی» را حفظ میکند.
دوام اعتبار مالی در سایه بدهیهای افسارگسیخته
یکی از مهمترین محرکهای فعلی صعود قیمت طلا، افزایش سرعتی بدهی دولت ایالات متحده است. عبور بدهی آمریکا از مرز ۳۸ تریلیون دلار تنها یک رقم نیست؛ بلکه محک جدی برای سنجش میزان دوام اعتبار مالی این کشور محسوب میشود. این سطح از بدهی، نگرانیهای جدی درباره پایداری مالی بلندمدت، احتمال «پولیسازی بدهی» و تضعیف ارزش دلار را تقویت کرده و در نتیجه، اعتبار اوراق خزانهداری آمریکا به عنوان امنترین دارایی را زیر سؤال برده است. در پی این وضعیت، بانکهای مرکزی متعددی به سمت تنوعبخشی ذخایر ارزی و افزایش سهم طلا روی آوردهاند؛ روندی که به منزله یک رای عدم اعتماد تدریجی به دلار است. اگر دلار نماد «اعتبار» باشد، رشد بدهیها این سوال اساسی را مطرح میسازد که این اعتبار تا چه مرزی دوام خواهد آورد؟
طلا، ابزار استقلال مالی در برابر تحریمها
طی دهههای اخیر، واشنگتن از دلار، سیستم بانکی و مکانیسم تحریمهای مالی به عنوان ابزارهای اصلی قدرت ژئواکونومیک استفاده کرده است. این رویکرد ابزاری کردن پول، انگیزه کشورها برای یافتن داراییهایی خارج از نظم مالی غرب را به شدت تقویت کرده است. طلا به دلیل ویژگیهایی چون عدم قابلیت مسدود شدن در شبکه بانکی غرب، عدم وابستگی به سیستمهای پرداخت تحت نظارت آمریکا و ماهیت حاکمیتی و مصادرهناپذیر، تبدیل به یک دارایی «ضدتحریم» شده است. افزایش ذخایر طلای بانکهای مرکزی، بهویژه در بازارهای نوظهور، در واقع بخشی از استراتژی کاهش وابستگی به دلار تلقی میشود. امروزه، طلا نه فقط پول سرمایهگذاران، بلکه ابزار اصلی دولتهایی است که استقلال مالی را هدف گرفتهاند.
ژئوپلیتیک پرتنش و احیای جایگاه طلایی
ریسکهای ناشی از تحولات ژئوپلیتیک—از درگیریهای منطقهای تا رقابت قدرتهای بزرگ و بحرانهای انرژی—به متغیری دائمی در اقتصاد جهان تبدیل شدهاند. در چنین محیطی، طلا همواره کارکرد سنتی خود را به عنوان پناهگاه امن در دوران بحران حفظ کرده است. تشدید تنشها در مناطق مختلف جهان، مستقیماً منجر به افزایش تقاضا برای این دارایی امن شده است. در جهانی که سیاست و جنگ هر دو غیرقابل پیشبینی شدهاند، بازار مجدداً به این نتیجه رسیده است که در نهایت، پول حقیقی همان طلاست.
آیا این یک حباب است یا تغییر رژیم پولی؟
صعود طلا به بیش از ۵۰۰۰ دلار، پرسشی بنیادین را مطرح میکند: آیا شاهد یک حباب کوتاهمدت هستیم یا نشانههایی از یک تغییر رژیم در ساختار پولی جهانی؟ در حالی که بخشی از این رشد میتواند متأثر از جریانهای سفتهبازی یا سرمایهگذاریهای کوتاهمدت باشد، شواهد بنیادی از تحولی عمیقتر حکایت دارند: خرید ساختاری و بلندمدت طلا توسط بانکهای مرکزی، پایدار بودن بحران بدهی آمریکا، مزمن شدن ریسکهای ژئوپلیتیک و فرسایش مداوم اعتماد به دلار. بر این اساس، به نظر میرسد بازار در حال بازتعریف مفهوم پول بوده و در حال بازگشتی آهسته به منطق اصیل مورگان است.
چشمانداز برای جهان و ایران
اگر این روند فعلی پایدار بماند، محتمل است که جهان به سمت یک نظم پولی چندقطبی حرکت کند که در آن دلار سهم مهمی خواهد داشت، اما دیگر محور یگانه ارزش جهانی نخواهد بود. برای اقتصاد ایران، جهش طلا پیامدهای متعددی دارد؛ از جمله تقویت نقش آن به عنوان پناهگاه ارزش برای خانوارها، تأثیرگذاری بر انتظارات تورمی و بازار ارز، و افزایش اهمیت ذخایر طلا در معادلات سیاست پولی و ارزی کشور، بهویژه به عنوان ابزاری برای پوشش ریسکهای ناشی از بیثباتی خارجی و تحریمها.
داوری نهایی بازار بر سخن مورگان
یک قرن و چند دهه پیش، جیپی مورگان این جمله را بیان کرد: «طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است.» بازار جهانی در سال ۲۰۲۶ با رفتار خود، این گزاره را بار دیگر به اثبات رسانده است. در دنیایی که ناشی از بدهیهای رو به افزایش، اشتباهات سیاست پولی، تحریمهای فراگیر و بیثباتی ژئوپلیتیک، پولهای کاغذی شکنندهتر از هر زمان دیگری به نظر میرسند، طلا جایگاه تاریخی خود را به عنوان پول واقعی بازیافته است.
منبع: اعتماد آنلاین