کدخبر: ۳۴۱۳۲
تاریخ خبر:

اعلام استراتژی جنجالی ترامپ!

سند جدید دفاع ملی آمریکا که بازتاب دهنده دیدگاه دولت «ترامپ» است، تغییرات چشمگیری در اولویت‌های امنیتی واشنگتن نشان می‌دهد. این استراتژی با شعار «صلح از طریق قدرت» و تمرکز بر «اول آمریکا»، به دنبال بازتعریف نقش متحدان و تغییر کانون توجه از مناطق دوردست به امنیت مرزهای خودی است.

اعلام استراتژی جنجالی ترامپ!

وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در دولت «دونالد ترامپ»، روز ۲۳ ژانویه (سوم بهمن‌ماه) از سند استراتژی دفاع ملی برای سال ۲۰۲۶ رونمایی کرد. این سند که منعکس‌کننده دیدگاه دولت کنونی است، تغییرات محوری در جهت‌گیری راهبردی واشنگتن را نشان می‌دهد. رویکرد اصلی این استراتژی بر محوریت منافع ملی آمریکا و بازسازی برتری نظامی این کشور استوار شده و دفاع از خاک آمریکا و نیمکره غربی را در صدر اولویت‌ها قرار داده است.

بر اساس این سند، اولویت مطلق، تأمین امنیت مرزهای ملی و حوزه نفوذ مستقیم آمریکا در قاره آمریکا (نیمکره غربی) تعریف شده است. تهدیداتی مانند مهاجرت غیرقانونی، قاچاق مواد مخدر و فعالیت گروه‌های مسلح در آمریکای لاتین، به عنوان تهدیداتی مستقیم علیه امنیت ملی آمریکا قلمداد می‌شوند. سند با احیای روح دکترین مونرو عملاً اعلام می‌کند که واشنگتن قصد دارد سلطه خود بر نیمکره غربی را تثبیت و برای حفظ آن حق اقدام یکجانبه را محفوظ می‌دارد.

در بخش رقابت با چین، سند رویکردی دوگانه دارد. از یک سو بر لزوم جلوگیری از سلطه پکن بر منطقه هند و اقیانوس آرام تأکید می‌کند و از سوی دیگر بر پرهیز از درگیری وجودی و برقراری روابط محترمانه تصریح دارد. نکته قابل توجه، حذف هرگونه اشاره مستقیم به تایوان در این سند است.

سند جدید، ایران را یک «چالش استراتژیک پایدار» برای منافع آمریکا و متحدانش می‌داند. نگرانی اصلی واشنگتن بر سه محور برنامه هسته‌ای، توان موشکی و حمایت تهران از گروه‌های مقاومت در منطقه متمرکز است. سند تصریح دارد که اجازه دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای داده نخواهد شد. راهبرد آمریکا در قبال ایران، ترکیبی از بازدارندگی مستقیم و توانمندسازی متحدان منطقه‌ای (مانند اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس) تعریف شده است. در این رویکرد، آمریکا قصد دارد بار اصلی مقابله را بر دوش متحدان محلی انداخته و خود حمایت حیاتی اما محدودی ارائه دهد.

شاید جنجالی‌ترین بخش این استراتژی، بازتعریف رابطه آمریکا با متحدان سنتی در اروپا و آسیا باشد. سند به صراحت از متحدان انتقاد کرده که برای دهه‌ها با تکیه بر حمایت واشنگتن، از هزینه کردن برای امنیت خود غافل مانده‌اند. اکنون انتظار می‌رود آن‌ها سهم عادلانه‌تری از بار مالی و عملیاتی دفاع را بر عهده بگیرند. برای مثال، ناتو باید پیشرو در دفاع از اوکراین باشد و آمریکا تنها حمایت محدودی ارائه خواهد کرد. این تغییر به واشنگتن اجازه می‌دهد نیروهای خود را بر تهدیدات بزرگ‌تری متمرکز کند.

در مقایسه با اسناد دوره‌های قبل، حذف کامل هرگونه اشاره به تغییرات اقلیمی به عنوان یک تهدید امنیتی چشمگیر است. در مقابل، تهدیدات نوظهوری مانند جنگ سایبری و حملات پهپادی با جزئیات بیشتری مورد توجه قرار گرفته‌اند.

تحلیل نهایی نشان می‌دهد این سند نمایانگر تمایل واشنگتن به نوعی انزواطلبی نسبی و تمرکز بر قاره خود است. با این حال، کاهش تعهدات امنیتی نسبت به متحدان دیرینه می‌تواند پیامدهای مخربی برای شبکه اتحادهای جهانی داشته باشد که خود آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاد. این رویکرد ممکن است به تدریج باعث تضعیف اعتماد متحدان و سوق دادن آنان به سمت یافتن راه‌حل‌های امنیتی مستقل یا چانه‌زنی با رقبای آمریکا شود.

copied
ارسال نظر
 

وب گردی