کدخبر: ۳۵۸۷۹
تاریخ خبر:

فوری: ترامپ از حمله به ایران می‌ترسد؟ | محاسبه پنتاگون لو رفت / جنگ اگر شود، برنده کیست؟

در هفته‌های اخیر و با افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، یک سؤال ذهن همه را مشغول کرده: چرا آمریکا با وجود تمام قدرتش، هنوز دست به حمله نظامی علیه ایران نزده است؟ یک گزارش فوق‌محرمانه از مرکز مطالعات الجزیره، پرده از معمای پیچیده‌ای برمی‌دارد که پاسخ آن نه در توان موشکی، که در عمق یک «بازی ریاضی» وحشتناک نهفته است؛ جایی که موشک‌های ارزان‌قیمت ایرانی، گورستان سامانه‌های میلیارد دلاری آمریکا می‌شوند.

فوری: ترامپ از حمله به ایران می‌ترسد؟ | محاسبه پنتاگون لو رفت / جنگ اگر شود، برنده کیست؟

به نقل از ایرنا، مرکز مطالعات الجزیره (Al Jazeera Centre for Studies) که از سال ۲۰۰۶ به عنوان بازوی پژوهشی این شبکه با هدف واکاوی ژئوپلیتیک و تحولات راهبردی خاورمیانه فعالیت می‌کند، در تحلیلی تازه با عنوان «چرا ترامپ برای رفتن به جنگ با ایران تردید دارد؟» به بررسی ابعاد پنهان تنش‌های اخیر پرداخته است.

معادله‌ای که واشنگتن را به توقف واداشته است

این گزارش با اشاره به افزایش محسوس تنش‌ها در منطقه طی هفته‌های اخیر و گمانه‌زنی‌ها درباره رویارویی مستقیم، به یک پرسش اساسی پاسخ می‌دهد: چرا ایالات متحده با وجود برتری نظامی، از اقدام قاطع علیه ایران خودداری می‌کند؟

در غرب این تصور رایج است که ایران کشوری ضعیف و بیش از حد درگیر مسائل داخلی و منطقه‌ای است و صرفا ژست مقاومت می‌گیرد. اما این نگاه بر پیش‌فرضی نادرست بنا شده است: این‌که جنگ با ایران کوتاه، قابل‌کنترل و در نهایت به سود آمریکا خواهد بود. چنین برداشتی ساده‌انگارانه و خطرناک است.

تحلیلگران الجزیره تأکید می‌کنند که تردید واشنگتن ناشی از کمبود توان نظامی نیست، بلکه به ماهیت متفاوت درگیری با ایران بازمی‌گردد. در این معادله، قدرت آمریکا لزوماً به نتیجه سریع تبدیل نمی‌شود. ایران سال‌ها برای چنین شرایطی آماده شده است؛ نه برای پیروزی سریع، بلکه برای این‌که هر درگیری را طولانی و پرهزینه کند. راهبرد تهران بر تصرف سرزمین یا نمایش پیروزی‌های تاکتیکی استوار نیست، بلکه بر تاب‌آوری و تحمیل هزینه بنا شده است. ایران به دنبال ضربه نهایی و قاطع نیست؛ هدفش کشاندن طرف مقابل به جنگی فرسایشی است که منابع، سرمایه سیاسی و زمان او را تحلیل ببرد، جنگی که حتی قدرتمندترین ارتش‌ها را هم خسته می‌کند.

بازی ریاضی موشک‌ها و رهگیرها

نکته کلیدی این گزارش، تغییر نگاه از «تاکتیک» به «اقتصاد جنگ» است. نویسنده معتقد است که در جنگ‌های مدرن میان بازیگران پیشرفته، مسئله اصلی دیگر فقط نوع تسلیحات یا تاکتیک‌ها نیست، بلکه حساب و کتاب است؛ به‌طور مشخص نسبت میان مهمات تهاجمی و رهگیرهای دفاعی و عمق ذخایر هر طرف.

تحلیلگران معمولا بر درصد رهگیری تمرکز می‌کنند: چه تعداد از موشک‌های ایرانی ساقط شده یا سامانه‌های دفاعی اسرائیل و آمریکا تا چه اندازه کارآمد بوده‌اند. اما مسئله اصلی عملکرد روز نخست نیست، بلکه این است که این روند تا چه مدت قابل دوام است.

رهگیرهای دفاع موشکی بالستیک بسیار گران هستند و تولید آن‌ها زمان‌بر است. در مقابل، موشک‌های تهاجمی به‌ویژه نمونه‌های ساخت ایران، ارزان‌تر بوده و تولید انبوه آن‌ها ساده‌تر است. ضمن آن‌که یک رهگیر همیشه موفق به انهدام یک موشک نمی‌شود و معمولا برای هر هدف، دو رهگیر شلیک می‌شود تا احتمال خطا کاهش یابد. روشن است که چنین روندی در درازمدت برای مدافع مشکل‌ساز خواهد بود.

ایران به‌خوبی از این واقعیت آگاه است. هدفش نابودی سریع سامانه‌های دفاعی نیست، بلکه فرسوده کردن آن‌هاست. حتی اگر تنها درصد کمی از موشک‌ها عبور کنند اما بتوانند خسارت اقتصادی وارد کرده، حریم هوایی را مختل یا فشار روانی و سیاسی ایجاد کنند، دیگر مهم نیست که ۸۰ یا ۹۰ درصد رهگیری شده باشند. با گذشت زمان و کاهش ذخایر دفاعی، احتمال نفوذ افزایش می‌یابد.

درس‌های ژوئن ۲۰۲۵؛ پیروزی تاکتیکی، شکست راهبردی

در جنگ ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نیز چنین الگویی دیده شد. رهگیرهای پیکان-۲ و پیکان-۳ اسرائیل به‌طور گسترده استفاده شدند و آمریکا با استقرار سامانه‌های تاد (THAAD)، مصرف رهگیرهای MIM-۴۰۱ Talon و همچنین استفاده از SM-۳ از ناوشکن‌های خود وارد عمل شد. از نظر تاکتیکی، دفاع موفق بود؛ اما از نظر راهبردی، هزینه‌ای تحمیل کرد که تکرار آن برای آمریکا ساده نیست.

عمق ذخایر در هر درگیری تعیین‌کننده است. جایگزینی رهگیرهای پیشرفته سال‌ها زمان می‌برد و حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بازسازی ذخایر تاد آمریکا به سطح پیش از ژوئن ۲۰۲۵ تا حوالی سال ۲۰۲۷ طول خواهد کشید. این در حالی است که چین همچنان در حال تقویت توان نظامی خود است و همین رهگیرها برای بازدارندگی در غرب اقیانوس آرام اهمیت حیاتی دارند.

هر رهگیری که در اسرائیل مصرف می‌شود، در جای دیگری قابل استفاده نیست. اعزام سامانه‌های دفاعی به خاورمیانه همواره با هزینه فرصت همراه است. آمریکا امروز با محدودیت منابع در چند جبهه مواجه است و نمی‌تواند بدون ملاحظه سایر رقبا اقدام کند. در مقابل، ایران تنها باید اطمینان حاصل کند که زرادخانه تهاجمی‌اش از ذخایر دفاعی مستقر در برابر آن بیشتر باقی بماند و در این زمینه مزیت دارد.

زرادخانه هوشمند ایران؛ نه فقط تعداد، بلکه ترکیب

توان نظامی ایران اغلب به‌صورت جداگانه بررسی می‌شود و همین امر موجب سوءبرداشت می‌شود. در حالی که این سامانه‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که همچون یک مجموعه هماهنگ عمل کنند؛ هر بخش نقش مشخصی در چارچوب جغرافیایی و نظامی خاص ایران دارد.

موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و پهپادهای تهاجمی ایران مکمل یکدیگرند. هدف آن‌ها اشباع و فرسودن دفاع دشمن از طریق فشار پیوسته است. این ترکیب امکان افزایش تدریجی فشار را فراهم می‌کند تا درصد بیشتری از حملات به هدف برسد. این مجموعه شامل موشک‌های بالستیک در بردهای مختلف، موشک‌های کروز مانند خانواده پاوه و پهپادهای ملخی تهاجمی نظیر شاهد-۱۳۶ است. حتی پهپادهایی که ساقط می‌شوند نیز هزینه ایجاد می‌کنند؛ زیرا موجب مصرف مهمات دفاعی و درگیر شدن گشت‌های هوایی می‌شوند.

نقش یمن؛ گلوگاه اقتصادی در خدمت راهبرد فرسایشی

یمن در راهبرد منطقه‌ای ایران جایگاهی ویژه دارد. فاصله آن با اسرائیل برای حملات قاطع زیاد است و برخی این نقش را صرفا نمادین می‌دانند. اما کارکرد اصلی انصارالله حمله مستقیم نیست، بلکه ایجاد فشار دریایی و اقتصادی است.

تنگه باب‌المندب گذرگاهی حیاتی برای تجارت جهانی است. بیشتر مهمات ضدکشتی در اختیار انصارالله برای برد مناسب طراحی شده‌اند و سرجنگی نسبتا کوچکی دارند. هدف نابودی کامل ناوها نیست، بلکه مشغول نگه داشتن آن‌ها و تحمیل هزینه است. همین حضور، نیروهای دریایی را مجبور به مأموریت‌های اسکورت می‌کند. هر ناوشکن اعزام‌شده به دریای سرخ، از جبهه‌ای دیگر کاسته می‌شود. در عین حال، افزایش ریسک موجب بالا رفتن حق بیمه و هزینه حمل‌ونقل شده و برخی شرکت‌ها مسیر خود را تغییر می‌دهند.

نتیجه‌گیری: چرا ترامپ محتاطانه گام برمی‌دارد؟

این تصور که ایران یا ضربه‌ای قاطع وارد می‌کند یا هیچ اقدامی نمی‌کند، یک اشتباه رایج است. در حالی که الگوی محتمل‌تر، حملات محدود و مستمر روزانه همراه با موج‌های مقطعی شدیدتر است. سامانه‌های دفاعی برای درگیری‌های کوتاه طراحی شده‌اند نه برای هفته‌ها آماده‌باش مداوم. فرسودگی تجهیزات و خدمه اجتناب‌ناپذیر است. حتی اگر نرخ رهگیری بالا بماند، آمادگی کاهش می‌یابد. این موضوع درباره نیروی هوایی نیز صدق می‌کند. هر هواپیمایی که مأمور دفاع است، برای حمله در دسترس نیست. از نگاه ایران، همین هم موفقیت محسوب می‌شود.

اگر تصور پیروزی سریع کنار گذاشته شود، چشم‌انداز باقی‌مانده جنگی طولانی و فرسایشی است که برنده روشنی ندارد. در چنین شرایطی، دیپلماسی واقع‌بینانه‌ترین گزینه است. خاورمیانه همین حالا نیز با بحران‌های متعدد روبه‌روست و هرگونه تشدید درگیری می‌تواند برای همه طرف‌ها پرهزینه و مخرب باشد.

دونالد ترامپ تمایل دارد پیروزی سریع به دست آورد اما حتی اگر پیروزی ممکن باشد، هزینه آن سنگین خواهد بود و دستیابی به نتیجه‌ای قاطع در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد. از همین رو، احتمال اقدام‌های محدود و نمادین، نمایش قدرت بدون ورود به جنگی گسترده، بیش از یک درگیری تمام‌عیار است؛ اقدامی که می‌تواند با فشار اقتصادی و سیاسی تدریجی همراه شود.

توضیح: انتشار این مطلب به معنای تایید محتوای آن نیست بلکه با هدف آشنایی مخاطب با نقطه نظرهای منتشر شده در رسانه‌های بین‌المللی درباره وضعیت جاری میان ایران و ایالات متحده منتشر شده است

copied
ارسال نظر
 

وب گردی