کدخبر: ۳۴۸۱۴
تاریخ خبر:

کل‌کل‌های مرگبار در مشهد، کینه‌ای که با قمه و چماق به قتل ختم شد!

در اقدامی تلخ و هولناک، آتش یک درگیری لفظی ساده در روستای امرغان مشهد، به جای خاموشی، به شعله‌های خشم و خشونت بدل شد و جان یک جوان را گرفت.

 کل‌کل‌های مرگبار در مشهد، کینه‌ای که با قمه و چماق به قتل ختم شد!

ماجرای جنایی که شب دهم بهمن ماه منطقه امرغان مشهد را در بهت و وحشت فرو برد، حول محور اختلافات دیرینه و کل‌کل‌های بیهوده میان تعدادی از جوانان روستا شکل گرفت. این اختلافات که به شکلی ناگهانی به یک درگیری دسته‌جمعی تبدیل شد، با ورود سلاح‌های سردی چون قمه، چاقو و چماق، صحنه‌ای خونین را رقم زد که متأسفانه یک قربانی برجای گذاشت و شماری دیگر را مجروح کرد.

در جریان این نزاع نفس‌گیر که در تاریکی شب رخ داد، چندین نفر از عاملان درگیری دچار جراحات عمیق ناشی از ضربات چاقو و قمه شدند. دو نفر از مصدومین بلافاصله برای رسیدگی به وخامت حالشان به بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد مشهد منتقل شدند. با این حال، تلاش‌های کادر درمان برای نجات «حجت-س»، جوان ۲۰ ساله، بی‌نتیجه ماند و او به دلیل عمق جراحات وارده به قفسه سینه و اندام‌های فوقانی، جان خود را از دست داد.

با گزارش مرگ این جوان، دکتر صادق صفری، قاضی ویژه قتل عمد مشهد، بلافاصله در مرکز درمانی حاضر شد تا تحقیقات میدانی خود را آغاز کند. بررسی‌های مقام قضایی نشان داد که سه نفر از دخیلین در این نزاع مرگبار متواری شده‌اند. با این وجود، پسرعموی مقتول، که با نام «حسین-ق» شناسایی شده، به دلیل شدت جراحات وارده همچنان در بیمارستان بستری بود. وی در تخت بیمارستان و تحت بازجویی‌های تخصصی، پرده از زوایای پنهان این درگیری در پاتوق آرایشگاه روستا برداشت.

«حسین-ق» در اظهارات خود گفت:

«حجت (مقتول) پسرعمه ام است اما زیاد دوست نداشت با طرف های دیگر نزاع رفاقت و معاشرت کند و با آن ها راه برود. همین موضوع به کینه و کدورت در بین آن ها تبدیل شد تا جایی که یک شب من و حجت (مقتول) در آرایشگاه روستا نشسته بودیم که نوه عموی پدرم به نام «ابوالفضل-ق» آمد و کاردش را بیرون کشید و طوری از کنار حجت پرت کرد که تیغه آن به کاپشن او گرفت و آن را پاره کرد. از همان شب دلخوری ها بیشتر شد تا این که شب حادثه در کنار شعله های آتش در حاشیه روستا نشسته بودیم که ابوالفضل دوباره آمد و به حجت متلک انداخت که من، حجت را به خودداری دعوت کردم ولی دقایقی بعد حجت گفت برویم برای خانه نوشابه بگیرم. ما با هم به آرایشگاه رفتیم که پاتوق همیشگی ماست و آن جا دور هم جمع می شویم. بازهم ابوالفضل که آن جا بود، حرف دیگری زد که حجت گفت: با من هستی؟ گفت: بله! می خواستند باهم دعوا کنند که دوباره من آن ها را جدا کردم. ولی هنوز مدت زیادی از این ماجرا نگذشته بود که صدای ترمز یک خودرو آمد و چند تن از دوستان ابوالفضل با چماق پیاده شدند. من هم که دیگر می دانستم فرار فایده‌ای ندارد، به همراه حجت به سوی قمه‌هایی رفتیم که همیشه کنار دیوار آرایشگاه بود تا برای دعوا از آن استفاده شود. ما قمه ها را برداشتیم و درگیر شدیم که در این اثنا من به دو نفر ضربه زدم ولی ابوالفضل با کاردی که در دست داشت به سوی حجت حمله ور شد، او را نقش بر زمین کرد و سپس از محل گریختند و من هم خودم را به منزل یکی از روستاییان انداختم که آن ها موتورسیکلت مرا هم برده بودند!..»

در پی این اعترافات و با دستور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، گروه ویژه‌ای از کارآگاهان پلیس آگاهی به سرپرستی سرگرد رضا شکیبا (افسر پرونده) به محل اعزام شدند. با راهنمایی‌های مقام قضایی و با تکیه بر تجربیات قاضی ویژه قتل عمد و همچنین جلب نظر ریش‌سفیدان و معتمدین روستا، عملیات گسترده‌ای برای شناسایی و دستگیری عاملان نزاع مرگبار آغاز گردید. این تلاش‌ها به سرعت نتیجه داد؛ روز گذشته، متهم اصلی قتل، «ابوالفضل-ق»، با همکاری دهیار روستای امرغان، خود را به پاسگاه انتظامی معرفی کرد و مستقیماً به کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد تحویل داده شد تا روند تحقیق در خصوص تمامی زوایای این جنایت هولناک ادامه یابد.

copied
ارسال نظر