پرونده ملیکا: افشاگریهای تکاندهنده از آخرین لحظات تا کشف جسد
دختر جوانی به نام «ملیکا» که ناپدید شدن او در بهمن ماه موجی از نگرانی را ایجاد کرده بود، پس از دو روز جسدش در کانال آب فشافویه یافت شد.
به گزارش منابع خبری، تحقیقات تخصصی از فردی که مظنون به قتل ملیکا است، پس از دستگیری در روز سیزدهم، همچنان در جریان است و دادههای تازهای از این واقعه تلخ به دست آمده است که زوایای تاریک آن را روشن میسازد.
لحظات وحشت: پیامهای آخر و تماس اضطراری دوست قربانی
ماجرای جستجو برای یافتن ملیکا، با یک تماس تلفنی اضطراری از سوی یکی از دوستانش به خانواده او، رنگ جدیتری به خود گرفت. دوست ملیکا شرح داد که حال دختر جوان مساعد نبوده و تصمیم گرفته است به جای انتظار برای پدرش، مسیر خانه را پیش گیرد.
دوست او در شرح ماجرا گفت: «ملیکا امروز حالش خوب نبود و قرار شد منتظر پدرش نماند و به خانه برگردد. او از میدان آرژانتین که محل کارش بود سوار مترو شد و به ایستگاه جوانمرد قصاب آمد. آنجا درخواست خودروی اینترنتی داد، اما ماشینی برای مسیر او پیدا نشد و مجبور شد سوار خودروی عبوری شود.»
این شاهد عینی جزئیات بیشتری از مکالمات متنی خود با ملیکا را فاش کرد و افزود: «تا جایی که من میدانم در میان راه راننده حرفهای نامربوطی به او زده بود. برای همین ملیکا به من پیام داد و گفت راننده آدم خوب و حسابی نیست، بعد هم موقعیت آنلاینش را برایم ارسال کرد. آن موقع بود که من هم نگران شدم و مدام موقعیت مکانی او را چک میکردم. در این بین ناگهان دیدم از مسیر اصلی خارج شد و به سمت بیابان رفت، این را که دیدم نگرانیام بیشتر شد و برای اطمینان از حالش با او تماس گرفتم. صدای التماسهایش را شنیدم که میگفت: «به خاطر خدا با من کاری نداشته باش، گوشی و هر چیزی دارم بردار، فقط اجازه بده پیاده شوم.» بعد تلفن قطع شد و هر چه به شمارهاش زنگ زدم باز هم تلفن خاموش بود. من مطمئنم برایش اتفاق بدی افتاده است.»
کشف جسد و ورود کارآگاهان به صحنه جنایت
پس از انتقال این اطلاعات حیاتی به خانواده ملیکا در حدود ساعت ۱۹:۳۰، مراتب بلافاصله به اطلاع پلیس رسید و عملیات جستجو آغاز شد. پیگیریها بینتیجه ماند تا اینکه جسد دختر جوان توسط یک رهگذر که از کنار کانال آب فشافویه عبور میکرد، دو روز بعد کشف شد.
تیم بررسی صحنه جنایت پس از حضور در محل، با جسد یک دختر جوان مجهولالهویه مواجه شدند که نشانههایی از درگیری و قتل با ضربات متعدد چاقو بر پیکر او مشاهده میشد. گزارش اولیه پزشکی قانونی، زمان مرگ را نزدیک به دو روز قبل، همزمان با زمان مفقودی ملیکا، تأیید کرد. بررسیهای دقیقتر نشان داد که جسد مقتول پس از ارتکاب جنایت، به داخل کانال آب انداخته شده تا جریان آب آن را به محل کشف منتقل کند.
کارآگاهان اداره دهم با تطبیق پروندههای مفقودی، هویت جسد را با مشخصات ملیکا یکی دانستند و پس از حضور خانواده برای شناسایی، هویت جسد به طور قطعی تأیید شد.
ردیابی خودروی سفید و دستگیری مظنون اصلی
با قطعی شدن شهادت ملیکا، پرونده وارد فاز جدیدی شد و تمرکز کارآگاهان بر بازبینی سیستمهای دوربین مداربسته معطوف گشت. در نهایت، مأموران توانستند تصویر سوار شدن ملیکا به یک خودروی پراید سفیدرنگ را به دست آورند. با ردیابی شماره پلاک، تحقیقات به شکل چشمگیری تسریع شد و در نهایت، راننده همان خودرو، سیزدهمین روز پس از ناپدید شدن قربانی، در محدوده کهریزک شناسایی و بازداشت شد.
مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران بزرگ پیش از این تأکید کرده بود: «قاتل پرونده قتل ملیکا راننده تاکسی اینترنتی نبوده و این حادثه هیچ ارتباطی با سرویسهای تاکسی اینترنتی ندارد. فرد دستگیر شده، راننده یک خودروی سواری شخصی بوده است.»
این دستگیری در حالی صورت گرفت که متهم، علیرغم مواجهه با مستندات، همچنان به صراحت قتل را نپذیرفته، هرچند سوار کردن دختر جوان و وقوع درگیری در خودرو را قبول کرده است. تحقیقات برای مشخص شدن انگیزه دقیق قتل، شیوه ارتکاب جرم و سایر ابعاد این پرونده همچنان در دستور کار قرار دارد.
اعترافات متهم: انکار قتل و ادعای خودزنی
در ادامه، اظهارات متهم جوان در بازجوییها، ابعاد جدیدی از وضعیت روحی و فرار او پس از حادثه را نمایان ساخت:
- شناخت قبلی از ملیکا؟
نه، اصلاً او را نمیشناختم. فقط به عنوان مسافر کنار خیابان دیدمش و سوارش کردم.
- مدت زمان انتظار و دلیل سوار کردن؟
فکر کنم ۲ یا ۳ دقیقه بیشتر طول نکشید. کنار خیابان ایستاده بود و دست تکان میداد. من هم توقف کردم و او را سوار کردم.
- تغییر مسیر به سمت بیابان؟
فکر کردم میخواهد به باقرشهر برود، برای همین به سمت قمصر رفتم. اما چون اشتباه متوجه مسیرش شده بودم، او ناگهان ترسید و شروع به داد و فریاد کرد.
- حس در لحظه التماس قربانی؟
خیلی عصبی شدم. او مدام میگفت «به خاطر خدا کاری نداشته باش، گوشی و هر چیزی دارم بگیر، فقط بگذار پیاده شوم.» من فقط میخواستم زودتر پیادهاش کنم.
- دلیل عدم پیاده کردن و وقوع قتل؟
من قاتل نیستم. او را پیاده کردم، ولی درگیری پیش آمد و اتفاق تلخی افتاد. من قصد کشتن نداشتم. قاتل نیستم.
- توضیح درباره خون یافت شده در خودرو؟
خونها مال خودم است. وقتی به کاشان رفتم حالم خیلی بد بود و تصمیم به خودکشی گرفتم. رگ دستم را زدم، اما پشیمان شدم، همان موقع خون دستم روی صندلی و داشبورد ریخته بود.
- زمان و انگیزه اقدام به خودزنی در کاشان؟
چند روز بعد از حادثه بود. فشار روانی و عذاب وجدان خیلی زیاد شده بود. فکر کردم دیگر نمیتوانم ادامه دهم، اما در آخرین لحظه پشیمان شدم و خودم را به بیمارستان رساندم.
- شغل و منبع درآمد؟
بلاگر هستم و تبلیغات اینترنتی انجام میدهم. درآمد چندانی ندارد، اما زندگیام را میچرخاند.
- وضعیت خانوادگی؟
سه فرزند دارم، اما با همسرم مشکل جدی داریم و در حال جدایی هستیم. این مشکلات روحی و مالی فشار زیادی به من وارد کرده بود.
- میزان تحصیلات؟
فقط دیپلم دارم.
- فعالیت پس از دیپلم؟
بعد از دیپلم کار را شروع کردم، اما هیچوقت شغل ثابت و پردرآمدی پیدا نکردم. مشکلات مالی باعث شد تصمیمهای اشتباه بگیرم.
- محل اختفای پس از حادثه؟
به کاشان رفتم، بعد دوباره برگشتم تهران. بیشتر وقت را در خانه دوستم در قرچک ورامین بودم. فکر میکردم اگر دور باشم گیر نمیافتم، اما اشتباه کردم.
- احساس لحظه دستگیری در کهریزک؟
ترسیده بودم، اما خیالم هم راحت شدم. دیگر نمیتوانستم با این عذاب وجدان زندگی کنم. خودم را تسلیم کردم تا حقیقت مشخص شود./منبع: عصر ایران