نزاع مرگبار دوستان قدیمی بر سر یک زن
جامعهای که در آن، رفاقتهای دیرینه زیر سایه یک سوءتفاهم عاطفی و مالی به فاجعه ختم میشود، بار دیگر در کانون توجه دستگاه قضا قرار گرفت.
باشگاه خبرنگاران جوان – رسیدگی به این پرونده هولناک، که سرنوشت دو رفیق قدیمی را رقم زد، از اواخر بهار امسال و پس از گزارش یک مرگ مشکوک در یکی از مراکز درمانی جنوب پایتخت کلید خورد. تیم کشف جرم با ورود به صحنه حادثه، با جسد مرد جوانی مواجه شدند که قربانی حملات متعدد با سلاح سرد شده بود.
در تحقیقات اولیه، یکی از دوستان مقتول که او را به مرکز درمانی منتقل کرده بود، جزئیات صحنه را اینگونه روایت کرد: «امروز سعید سراغم آمد و خواست او را به محل قرار با دوستش سامان برسانم. میگفت سامان پشتسرش حرفهای نامربوطی زده و آبرویش را برده و حالا میخواهد او را ادب کند.» شاهد عینی ادامه داد: «وقتی به آنجا رسیدیم، از ماشین پیاده شد و با سامان شروع به صحبت کرد. من هم پشت فرمان نشسته بودم و از آینه آنها را زیر نظر داشتم. ناگهان با هم درگیر شدند که سامان با چاقو سعید را زد و از محل گریخت. من سعید را به بیمارستان رساندم، اما به دلیل شدت خونریزی و جراحات فوت کرد.» با شناسایی هویت قاتل، عملیات پیچیدهای برای دستگیری متهم آغاز شد و مأموران موفق به بازداشت وی گشتند.
دفاعیات متهم: ادعای اختلاف بر سر توصیهای به یک زن متاهل
متهم (سامان) در مراحل بازجویی، پرده از دلایل درگیری برداشت و ادعا کرد که این نزاع خونین ریشه در یک سوءتفاهم پیچیده داشته است. او گفت: «من و سعید هشت سال دوست و همباشگاهی بودیم. او چند وقت قبل ازدواج کرد، اما ارتباطمان ادامه داشت.» وی ادامه داد: «یک شب در خانه بودم که دختری به من زنگ زد و مدعی شد دوست سعید است و کمک خواست. آدرسش را گرفتم و به آنجا رفتم. دو دختر مست گوشه خیابان بودند که سوارشان کرده و به خانهشان رساندم. یکی از آنها در مسیر از سعید گلایه کرد و گفت ببین دوستت ما را مست رها کرد. به او گفتم اشتباه کردی روی سعید حساب باز کردی. او زن دارد و دست از سرش بردار و اجازه بده به زندگی اش برسد. همین باعث اختلاف من و سعید شد. او ناراحت بود که چرا به آن دختر گفتم زن دارد. روز حادثه با هم قرار گذاشتیم تا درباره این سوءتفاهم حرف بزنیم که درگیر شدیم و ناخواسته باعث مرگ دوستم شدم. من بیماری روحی و روانی دارم و در بیمارستان هم بستری شدهام. آن روز هم بیماریام باعث این درگیری شد.»
این در حالی بود که دوست مقتول، ادعای متهم مبنی بر عدم آگاهی در زمان ارتکاب جرم را رد کرد و اظهار داشت: «وقتی سامان سعید را زد، گفت میرود میگوید دیوانه بوده و در زمان قتل در حال خودش نبوده است.»
پس از تکمیل فرآیند تحقیقات و مهمتر از آن، تأیید سلامت روان متهم در زمان وقوع قتل توسط نتایج پزشکی قانونی، پرونده برای محاکمه به شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد تا ابعاد مختلف این قتل هولناک مورد بررسی قرار گیرد. در جلسه رسیدگی، اولیای دم مقتول، تقاضای قصاص نفس را برای متهم مطرح کردند.
سامان، در جایگاه متهم، ضمن تأکید بر فقدان قصد قتل، ادعای دیگری را مطرح نمود: «من قصد کشتن دوستم را نداشتم. آن دختر آن شب حرفهای من را ضبط کرده و برای سعید پخش کرده بود. همین باعث دعوای من و سعید شد. من اینکار را کردم تا دست از سر زندگی سعید بردارند. آن روز عصبی شدم و سابقه بیماری روانی دارم. اشتباه کردم، اما در دفاع از خودم مجبور شدم سعید را بزنم. او به سمتم حمله کرد.»
در پایان دفاعیات ارائه شده از سوی متهم به قتل، قضات هیئت منصفه برای صدور رأی نهایی وارد شور شدند تا حکم نهایی در این پرونده جنجالی صادر شود.