پروتئین بیشتر، همیشه بهتر نیست؛ واقعیت علمی پشت تب مکملها و غذاهای پروتئینی
فراوانی پودرها، نوشیدنیها و خوراکیهای پروتئینی، این تصور را ایجاد کرده که تقریباً همه به پروتئین بیشتری نیاز دارند. اما منابع علمی تصویر متفاوتی ارائه میکنند: مقدار مناسب این ماده مغذی به سن، فعالیت بدنی و وضعیت سلامت بستگی دارد و افزایش بیحساب آن، بهویژه اگر تعادل رژیم غذایی را بر هم بزند، لزوماً به عضلهسازی یا سلامت بیشتر منجر نمیشود.
به گزارش پنجره، پروتئین در سالهای اخیر از یک ماده مغذی ضروری به یکی از پررنگترین ابزارهای تبلیغاتی صنایع غذایی تبدیل شده است. از بستههای صبحانه و ماست تا شکلات، نوشیدنی و پاستا، عبارت «پروتئین بالا» روی محصولات متنوع دیده میشود؛ عبارتی که ممکن است برای خریدار، معنای سالمتر، سیرکنندهتر یا مناسبتر برای تناسب اندام داشته باشد.
گزارش جسیکا بردلی در مجله بیبیسی ساینس فوکس، که مبنای خبر فرارو بوده، این تصور را به پرسش میکشد. مسئله اصلی، بیاهمیتبودن پروتئین نیست؛ پرسش این است که چه کسانی به مقدار بیشتری نیاز دارند، این مقدار از چه منابعی تأمین میشود و افزایش آن چه چیزی را از رژیم غذایی کنار میزند. مطلب حاضر با مرور آن گزارش و استفاده از منابع علمی و راهنماهای تغذیهای تکمیل شده است.
مقدار مرجع پروتئین، مرز مسمومیت نیست
یکی از سوءبرداشتهای رایج، یکسانگرفتن «مقدار مرجع دریافت» با «بیشترین مقدار مجاز» است. سازمان ایمنی غذای اروپا، دریافت مرجع جمعیتی پروتئین برای بزرگسالان سالم را حدود ۰٫۸۳ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز تعیین کرده است. برای فردی با وزن ۷۰ کیلوگرم، این عدد تقریباً معادل ۵۸ گرم در روز میشود.
این مقدار برای پاسخگویی به نیاز بیشتر افراد سالم در جمعیت تعریف شده است؛ بنابراین، خوردن مقداری بیشتر از آن بهخودیخود نشانه زیادهروی خطرناک نیست. همچنین نباید آن را هدف دقیق و یکسانی برای همه افراد دانست. در راهنمای سازمان ایمنی غذای اروپا تأکید شده که دادههای موجود برای تعیین یک سقف قابلتحمل قطعی برای پروتئین کافی نیست.
در نتیجه، جملههایی مانند «هر مقدار بیشتر از ۰٫۸ گرم مضر است» یا «هرچه بیشتر بخوریم بهتر است»، هر دو از پیچیدگی موضوع فاصله دارند. ارزیابی مصرف باید با توجه به شرایط فرد و کیفیت کل رژیم انجام شود.
نیاز ورزشکار با فرد کمتحرک تفاوت دارد
دفتر مکملهای غذایی مؤسسه ملی سلامت آمریکا، در راهنمای تغذیه ورزشی خود، دریافت روزانه حدود ۱٫۲ تا ۲ گرم پروتئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را برای ورزشکاران مطرح میکند. این محدوده نشان میدهد استفاده از یک عدد ثابت برای تمام افراد، میتواند گمراهکننده باشد.
البته افزایش نیاز، الزاماً به معنای نیاز به پودر یا نوشیدنی پروتئینی نیست. ورزشکاری که غذای بیشتری میخورد، ممکن است بخش زیادی از پروتئین مورد نیازش را نیز از همان وعدههای روزمره دریافت کند. ابتدا باید مجموع پروتئین غذاها محاسبه شود و سپس درباره ضرورت مکمل تصمیم گرفت.
همین راهنما بر اهمیت انرژی کافی، مایعات، کربوهیدرات، چربی و ریزمغذیها نیز تأکید دارد. اگر توجه افراطی به پروتئین باعث شود ورزشکار سوخت لازم برای تمرین را دریافت نکند، رژیم او با وجود عدد بالای پروتئین، همچنان ناکافی خواهد بود. مکمل زمانی معنا پیدا میکند که کمبودی مشخص را جبران کند، نه اینکه صرفاً به برنامهای متعادل اضافه شود.
آیا افزایش پروتئین، عضلهسازی را نامحدود میکند؟
پژوهشها نشان میدهند تأمین پروتئین کافی در کنار تمرین مقاومتی میتواند به افزایش قدرت و توده عضلانی کمک کند. اما این رابطه به معنای رشد نامحدود عضله با افزایش مصرف نیست.
یک مرور نظاممند و فراتحلیل منتشرشده در مجله پزشکی ورزشی بریتانیا، دادههای ۴۹ مطالعه با مجموع ۱۸۶۳ شرکتکننده را بررسی کرده است. در این تحلیل، مکمل پروتئین بهطور متوسط اثر مثبتی بر سازگاری با تمرین مقاومتی داشت؛ با این حال، بالاتررفتن دریافت کل روزانه از حدود ۱٫۶ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، افزایش بیشتری در توده بدون چربی ایجاد نکرد.
این عدد، یک مرز قطعی برای تمام ورزشکاران یا همه شرایط تمرینی نیست. نتیجه مهمتر آن است که پس از تأمین نیاز، افزودن پروتئین بیشتر ممکن است بازده افزایشی محدودی داشته باشد. تمرین مناسب و دریافت غذای کافی همچنان بخشهای اصلی برنامه هستند و خرید مکمل بیشتر، جای کیفیت برنامه تمرینی را نمیگیرد.
سالمندان؛ گروهی که نباید نیازشان نادیده گرفته شود
تأکید بر مصرف بیرویه نباید این برداشت را ایجاد کند که همه باید پروتئین خود را کاهش دهند. در سالمندی، حفظ عضلات و توانایی انجام فعالیتهای روزمره اهمیت ویژهای دارد و وضعیت تغذیهای افراد نیز بسیار متفاوت است.
راهنمای انجمن اروپایی تغذیه بالینی و متابولیسم، دریافت دستکم یک گرم پروتئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز را برای سالمندان پیشنهاد میکند؛ مقداری که باید با توجه به فعالیت، بیماری، وضعیت تغذیه و تحمل فرد تنظیم شود. در توضیحات این راهنما، محدودههای بالاتر نیز برای برخی شرایط مطرح شده است.
سالمندی که کماشتهاست یا به دلیل بیماری کمتر غذا میخورد، مسئلهای متفاوت از فردی دارد که بدون نیاز مشخص چند محصول پروتئینی به وعدههایش اضافه کرده است. محدودکردن خودسرانه غذا در گروه نخست میتواند نامناسب باشد. به همین دلیل، توصیه عمومی درباره «کمترخوردن پروتئین» نباید جای ارزیابی وضعیت فرد را بگیرد.
پروتئین و کلیه؛ چرا باید دقیق حرف زد؟
یکی از هشدارهای پرتکرار در فضای مجازی این است که رژیم پرپروتئین حتماً کلیه را تخریب میکند. منابع علمی چنین حکم یکسانی را برای همه افراد تأیید نمیکنند. راهنمای مؤسسه ملی سلامت آمریکا، ضمن اشاره به محدودیت دادههای بلندمدت، گزارش میکند که در مطالعات بررسیشده، دریافتهای بالاتر پروتئین در افراد سالم لزوماً با اختلال عملکرد کلیه همراه نبوده است.
اما وضعیت مبتلایان به بیماری مزمن کلیه متفاوت است. مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی آمریکا توضیح میدهد که تجزیه پروتئین، مواد زائدی تولید میکند که کلیهها باید آنها را از خون خارج کنند. برخی بیماران به تنظیم یا محدودکردن دریافت نیاز دارند؛ در مقابل، کمبود بیش از اندازه نیز میتواند سوءتغذیه ایجاد کند.
حتی میان بیماران کلیوی نیز نسخه واحدی وجود ندارد. افرادی که دیالیز میشوند ممکن است به دلیل ازدستدادن پروتئین در جریان درمان، نیاز بیشتری داشته باشند. بنابراین، توصیهای که برای یک بیمار مناسب است، ممکن است برای بیمار دیگر درست نباشد.
آیا پروتئین اضافه مستقیماً چربی میشود؟
برای توضیح افزایش وزن، توجه به مجموع انرژی دریافتی ضروری است. مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی آمریکا توضیح میدهد که دریافت مداوم کالری بیشتر از میزان مصرف بدن، میتواند باعث ذخیره انرژی و افزایش وزن شود.
از این منظر، اضافهکردن یک نوشیدنی پروتئینی به برنامهای که پیشتر انرژی کافی داشته، ممکن است کالری روزانه را افزایش دهد. اما نمیتوان نتیجه گرفت هر گرم پروتئین بیشتر، فوراً و به شکلی اجتنابناپذیر به چربی شکمی تبدیل میشود. وزن تحت تأثیر الگوی غذاخوردن، میزان فعالیت، داروها و عوامل دیگر نیز قرار دارد.
برای روشنشدن تفاوت، باید میان «جایگزینکردن» و «اضافهکردن» تمایز گذاشت. اگر محصولی جای میانوعده دیگری را بگیرد، نتیجه با زمانی که بدون تغییر سایر وعدهها به رژیم اضافه میشود یکسان نیست. برچسب پروتئینی، محصول را از حساب انرژی روزانه خارج نمیکند.
همراه پروتئین، چه چیز دیگری میخوریم؟
دانشکده بهداشت عمومی هاروارد برای توضیح اهمیت منبع غذایی، از مفهوم «بسته پروتئینی» استفاده میکند. منظور این است که غذا فقط پروتئین ندارد؛ همراه آن، چربی، فیبر، سدیم و ترکیبات دیگری نیز وارد بدن میشود.
برای نمونه، حبوبات در کنار پروتئین، فیبر فراهم میکنند. ماهیهای چرب میتوانند منبع چربیهای امگا۳ باشند. در مقابل، برخی گوشتهای فرآوریشده همراه پروتئین، مقدار زیادی نمک دارند. یکسانبودن مقدار پروتئین دو خوراکی، به معنای یکسانبودن ارزش تغذیهای آنها نیست.
هاروارد تأکید میکند جایگزینی گوشت قرمز و فرآوریشده با منابعی مانند حبوبات، مغزها، ماهی یا مرغ میتواند با پیامدهای سلامت بهتری همراه باشد. این نگاه، بحث را از رقابت بر سر عدد روی بستهبندی به کیفیت انتخاب غذایی منتقل میکند. پرسش کاربردی این است که پروتئین را همراه چه موادی و به جای کدام غذا دریافت میکنیم.
منابع گیاهی چگونه در برنامه روزانه جا میگیرند؟
پروتئین گیاهی به یک یا دو خوراکی محدود نیست. عدس، لوبیا، نخود، سویا، مغزها، دانهها و غلات، هرکدام میتوانند بخشی از دریافت روزانه را تشکیل دهند. در الگوی غذایی متکی بر گیاهان، تنوع منابع اهمیت دارد تا مجموعه اسیدهای آمینه ضروری تأمین شود.
این تنوع را میتوان با غذاهای آشنا نیز ایجاد کرد؛ برای مثال، استفاده از حبوبات در کنار غلات در برنامه روزانه. لازم نیست هر وعده به یک محاسبه پیچیده تبدیل شود، اما محدودکردن طولانیمدت غذاها به چند محصول مشابه نیز انتخاب مناسبی برای ایجاد تنوع نیست.
توجه به منابع گیاهی به معنای حذف اجباری تمام غذاهای حیوانی نیست. راهنمای هاروارد، در کنار اولویتدادن به منابع گیاهی، بر انتخاب بهتر منابع حیوانی نیز تأکید دارد. هدف، ساختن الگویی متنوع و قابلتداوم است که فقط بر یک ماده غذایی یا یک گروه محصول تکیه نکند.
مکمل؛ ابزار کاربردی یا خرید غیرضروری؟
درباره مکملها نیز نباید دوگانه «کاملاً بیفایده» یا «ضروری برای همه» ساخت. گزارش ساینس فوکس بر اولویت تأمین پروتئین از غذا تأکید دارد، اما کاربرد عملی برخی محصولات را در شرایطی که دسترسی به غذای مناسب دشوار است، رد نمیکند.
تفاوت محصولات اهمیت دارد. نام مشترک «پروتئینی» درباره مقدار قند، انرژی، اندازه سهم یا ترکیبات دیگر چیزی را بهتنهایی روشن نمیکند. مصرفکننده باید محصول مشخص را بررسی کند و ببیند چه نیازی را برطرف میکند. راحتی مصرف، یک مزیت عملی است؛ اما با ضرورت تغذیهای یکسان نیست.
سازمان غذا و داروی آمریکا نیز توضیح میدهد که مکملهای غذایی در این کشور، برخلاف داروها، پیش از ورود به بازار تأیید ایمنی و اثربخشی دریافت نمیکنند. این نکته درباره مقررات آمریکاست و نباید به تمام کشورها تعمیم داده شود؛ با این حال، نشان میدهد وجود یک محصول در بازار، بهتنهایی اثباتکننده تمام ادعاهای تبلیغاتی آن نیست.
پیش از افزایش مصرف، نیاز واقعی را بشناسیم
برای بررسی یک برنامه غذایی، نخست باید مشخص شود فرد اکنون از غذاهای روزمره چه مقدار پروتئین دریافت میکند. سپس باید هدف او روشن باشد: حفظ سلامت عمومی، تمرین ورزشی، مقابله با کاهش وزن ناخواسته یا مدیریت یک بیماری، نیازهای متفاوتی ایجاد میکنند.
مرحله بعد، بررسی کیفیت انتخابهاست. آیا افزایش پروتئین، جای میوه، سبزی، غلات یا سایر غذاهای ضروری را گرفته است؟ آیا محصول تازه، صرفاً کالری بیشتری به برنامه اضافه میکند؟ آیا فرد به دلیل بیماری زمینهای نیازمند توصیه اختصاصی است؟ این پرسشها از مقایسه صرف عدد پروتئین روی دو بسته غذایی، اطلاعات مفیدتری میدهند.
پروتئین کافی، بخشی از تغذیه سالم است. مقدار مرجع، هدف ورزشی و برنامه درمانی را باید از یکدیگر جدا کرد و درباره مکمل نیز بر اساس نیاز مشخص تصمیم گرفت. کیفیت رژیم غذایی از کنار هم قرارگرفتن انتخابهای روزانه شکل میگیرد؛ هیچ عدد بزرگ روی یک بسته، بهتنهایی جای این مجموعه را نمیگیرد.