«یل» زیر ذرهبین؛ از تکرار «پوست شیر» تا تردید در باورپذیری قصه
سریال «یل» با معمای قتل دختران جوان و حضور بازیگران شناختهشده وارد شبکه نمایش خانگی شده، اما قسمتهای آغازین آن با نقدهایی درباره شباهت به «پوست شیر»، فضاسازی تاریخی، شخصیتپردازی و شیوه ایجاد تعلیق روبهرو شده است؛ انتقادهایی که در کنار برخی ارزیابیهای مثبت، بحث درباره کیفیت تازهترین ساخته برادران محمودی را شکل دادهاند.
به گزارش پنجره، «یل» به کارگردانی جمشید محمودی و تهیهکنندگی نوید محمودی، از ۱۷ مهر ۱۴۰۵ در فیلمنت عرضه شده است. فیلمنامه این مجموعه را جمشید محمودی و رضا بهاروند نوشتهاند و بازیگرانی چون نوید محمدزاده، میلاد کیمرام، حسین یاری، بابک حمیدیان، پردیس احمدیه و ندا جبرائیلی در آن حضور دارند. سابقه سازندگان در «پوست شیر» نیز از ابتدا زمینه مقایسه این دو مجموعه را فراهم کرده است.
قصه «یل» در فضایی روستایی در دهه ۱۳۵۰ میگذرد و قتل دختران جوان، ترس و سوءظن را میان شخصیتها گسترش میدهد. این موقعیت، ظرفیت شکلگیری یک درام جنایی را دارد؛ بااینحال، اختلافنظر نقدهای منتشرشده بیشتر بر سر این است که سریال تا چه اندازه توانسته از این ظرفیت برای ساخت جهانی مستقل و باورپذیر استفاده کند.
آیا «یل» از سایه «پوست شیر» خارج شده است؟
یکی از محورهای انتقاد، شباهت الگوی روایت به «پوست شیر» است. فرارو در نقد چهار قسمت نخست، نوشته است که «یل» هنوز هویت روایی مستقلی پیدا نکرده و بیش از اندازه به دیالوگهای رازآلود، سوءظن و تقابل شخصیتهای خوب و بد وابسته مانده است.
در این نقد، مسئله صرفاً آشنا بودن قصه نیست؛ ایراد اصلی آن است که پنهانکردن اطلاعات، جای شکلدادن به موقعیتهای دراماتیک را بگیرد. مخاطب برای همراهی با یک معمای جنایی، باید بتواند انگیزه شخصیتها و پیامد تصمیمهایشان را دنبال کند؛ صرف شنیدن حرفهایی درباره خطر و توطئه، لزوماً این همراهی را ایجاد نمیکند.
فرارو همچنین در ارزیابی بازیها، اجرای میلاد کیمرام و بابک حمیدیان را قابلقبول دانسته، اما بازی نوید محمدزاده را نزدیک به الگوهای آشنای کارنامه او توصیف کرده است. این ارزیابی مربوط به چهار قسمت ابتدایی است و نباید آن را داوری نهایی درباره تمام مجموعه دانست.
روستایی که هویت تاریخیاش محل بحث است
فضاسازی تاریخی، محور دیگر انتقادهاست. در نقد خبرگزاری مهر که در رسانههای دیگر نیز بازنشر شده، طراحی محیط، لباسها و مناسبات اجتماعی سریال برای بازآفرینی یک روستای ایرانی در دهه ۱۳۵۰ قانعکننده ارزیابی نشده است. نویسنده این نقد معتقد است ظاهر برخی صحنهها بیش از آنکه از ویژگیهای بومی محیط داستان بیاید، یادآور الگوهای سینمای کلاسیک هالیوود است.
این نقد به ناسازگاری رفتارهای اجتماعی نیز اشاره میکند: از یک طرف، محیطی سختگیر و تحقیرکننده نسبت به برخی شخصیتها نمایش داده میشود و از طرف دیگر، رفتارهای جمعی در کافه با آزادی بیشتری جریان دارد، بیآنکه نسبت میان این دو وضعیت روشن شود.
در همین یادداشت، شخصیتها نیز بیش از اندازه تیپگونه و روابط میان آنها کمعمق توصیف شدهاند. از نگاه نویسنده، مقدمه طولانی قسمت اول نتوانسته به اندازه کافی شناخت شخصیتها و پیشرفت خط اصلی داستان را به یکدیگر پیوند بزند.
سکانسهای پربازنشر؛ در خدمت قصه یا عامل حاشیه؟
بخشی از واکنشها به «یل» نیز پیرامون صحنههای رقص، آواز و نمایش مصرف مشروبات الکلی شکل گرفته است. مجتبی برزگر در یادداشتی در تسنیم، نحوه نمایش مصرف الکل و نسبت چنین صحنههایی با روایت را نقد کرده است.
پرسش مطرحشده در این یادداشت آن است که آیا این سکانسها به شناخت شخصیت و پیشبرد داستان کمک میکنند یا بیشتر به دلیل قابلیت جداشدن از متن سریال و بازنشر در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار میگیرند. البته دیدهشدن یک صحنه، بهتنهایی نشانه موفقیت یا ضعف کل اثر نیست؛ ارزیابی کارکرد آن به جایگاهش در داستان وابسته است.
همه نقدها منفی نیست
در مقابل، برخی ارزیابیها شروع «یل» را امیدوارکننده دانستهاند. محمد تقیزاده در یادداشتی درباره دو قسمت نخست که در رکنا منتشر شده، از تعلیق حسابشده، جذابیت روایت و فضاسازی بصری مجموعه نوشته است. در این نگاه، شباهتهایی با «پوست شیر» وجود دارد، اما سریال توانسته برای دنبالکردن ادامه قصه کنجکاوی ایجاد کند.
این اختلافنظر نشان میدهد که حتی ریتم و شیوه توزیع اطلاعات نیز برداشت یکسانی ایجاد نکرده است؛ آنچه در یک نقد مقدمهای طولانی و کماتفاق تلقی شده، در ارزیابی دیگر فرصتی برای ورود تدریجی به معما بوده است.
«یل» اکنون با انتظاری مشخص روبهروست: تبدیل رازهای اولیه به داستانی که شخصیتها، انگیزهها و اتفاقاتش به یکدیگر متصل باشند. ادامه مجموعه روشن خواهد کرد که ابهامهای آغازین بخشی از طراحی منسجم قصه بودهاند یا همان ضعفهایی که منتقدان به آنها اشاره کردهاند، در قسمتهای بعد نیز تکرار میشوند.