پیشبینی تازه و جذاب از سرنوشت بورس بعد از توافق احتمالی ایران و آمریکا
بازار سرمایه ایران در روزهای اخیر تحت فشاری سنگین قرار گرفته است.
ریشهیابی سقوط: جنگ رسانهای، نه بحران نظامی
بسیاری از فعالان بازار، افت شدید اخیر شاخص را مستقیماً به تنشهای فزاینده میان تهران و واشنگتن و تشدید فضای جنگی منتسب میکنند. با این حال، تحلیلگران ارشد معتقدند که عامل اصلی، یک نبرد نامتقارن در عرصه اطلاعرسانی است که ریسکپذیری سرمایهگذاری را در سطح اقتصاد کلان افزایش داده است.
در همین راستا، بهمن فلاح، تحلیلگر بازار سرمایه، تصریح کرد: «بازار در آستانه دور جدید مذاکرات و سفر آقای لاریجانی به عمان، رویکردی احتیاطی در پیش گرفته و در صورت مثبت بودن نتایج، میتوان در هفته آینده شاهد برگشت روند بازار بود».
پرسش اینجاست که این وضعیت آشفته محصول سیگنالهای متناقض (جنگ در برابر مذاکره) است یا پای عوامل پنهان دیگری در میان است؟ به عقیده تحلیلگران، بخش عمده این بیتعادلی از فضای روانی و رسانهای حاکم بر اقتصاد سرچشمه میگیرد؛ جنگی که کشورها به موازات اقدامات نظامی به راه میاندازند و به طور طبیعی بر شاخصهای بورس تأثیر منفی میگذارد.
ارزش ذاتی سهام دستنخورده باقی ماند؛ چرا مدار مثبت محقق نشد؟
علیرغم ریزش بیش از ۵۰۰ هزار واحدی شاخص طی ده روز اخیر، فعالان بازار انتظار داشتند با پایان دور قبلی مذاکرات، ثبات نسبی برقرار شود. اما برخلاف این انتظارات، و با وجود پایداری نسبی قیمت جهانی طلا، نقره و سایر کامودیتیها، روند نزولی بورس تداوم یافت.
نکته انتقادی اینجاست که با وجود ارزندگی بالای سهام و ثبت ارزش معاملات مناسب، بازار هنوز نتوانسته است خود را بازیابی کند. به نظر میرسد متغیرهای بنیادی نظیر حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز و حذف قیمتگذاری دستوری در برخی صنایع، وضعیت مطلوبی دارند، اما فشار فروش ناشی از تأمین مالی سنگین دولت (نظیر عرضه ۵ همت اوراق در هفته جاری) در کنار افزایش نرخ بهره در بازار پول، به مثابه نیروی محرکهای برای تداوم فشار فروش عمل کرده است.
همانطور که ذکر شد، بازار در آستانه سفر آقای لاریجانی به عمان و دوحه، رویکردی محتاطانه برگزیده و امید است در صورت حصول نتایج مثبت، مسیر صعودی از هفته آینده مجدداً آغاز شود.
طلوع مجدد صنایع صادراتی با توافق ولو «نیمهبند»
در صورت دستیابی به هر سطح از توافق، صنایع صادراتی بهعنوان موتورهای اصلی رشد اقتصادی مطرح میشوند. فلاح معتقد است: «با توجه به حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز، شرکتها میتوانند سودهای قابل توجهی از محل تسعیر ارز شناسایی کنند. حتی در صورت شکلگیری یک توافق نسبی و نیمبند، صنایع صادراتی ما و در صدر آنها صنعت پتروشیمی به دلیل رشد نرخ ارز متناسب با تورم و نقدینگی، شرایط مساعدی خواهند داشت.»
بر اساس دادههای سامانه ارز توافقی پیش از دوره رئیس فعلی بانک مرکزی، نرخ ارز حدود ۷۸ هزار تومان محاسبه میشد؛ این میانگین اکنون پس از ادغام بازارها به ۱۳۵ تومان رسیده است که نشاندهنده رشدی بالغ بر ۹۰ درصد است. با توجه به حاشیه سود ۴۰ درصدی شرکتهای پتروشیمی، این تغییر نرخ میتواند سودآوری چشمگیری را رقم زده و ارزآوری مطلوبی برای کشور به ارمغان آورد.
تحلیل نشان میدهد که تنها در نیمه نخست سال، صنایع بورسی حدود ۲۰ میلیارد دلار تسعیر ارزی را حتی با نرخهای زیر ۷۰ هزار تومان تجربه کردهاند. حذف ارز دستوری و ترجیحی، صنایع صادراتی را در سال آتی به شدت مورد توجه خریداران قرار خواهد داد.
خروج ۴۷ هزار میلیارد تومانی نقدینگی؛ آیا طلا میزبان اصلی بود؟
روند خروج نقدینگی از بازار سرمایه در ماههای اخیر حیرتانگیز بوده و از مرز ۴۰ هزار میلیارد تومان عبور کرده و اکنون به حدود ۴۷ همت رسیده است. ارزش روزانه معاملات در بورس نیز به طور متوسط به ۱۵ هزار میلیارد تومان کاهش یافته است.
نکته قابل تأمل، جهش ارزش معاملات صندوقهای طلا به بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان است که دو برابر میانگین کل معاملات بورس را نشان میدهد. فلاح در این خصوص اظهار داشت: «این موضوع نشان میدهد جریان نقدینگی به سمت بازار طلا هدایت شده است…»
به گفته این تحلیلگر، سیاستهای مدیریت نقدینگی توسط رئیسکل پیشین بانک مرکزی، از طریق پیشفروش سکه و حراج شمش، مسیر پول را از سرمایه به سمت بازارهای غیرمولد تغییر داد. این در حالی است که امسال سال حمایت از تولید نامگذاری شده بود. این رویکردها باعث سقوط ارزش بازار سرمایه به زیر ۹۰ میلیارد دلار شد و نقدینگی را به سمت بازارهای غیرمولد سوق داد؛ در حالی که این سیاستها حتی در مهار پایه پولی نیز موفق نبودند و تورم مزمن بالای ۴۰ درصد را تقویت کردند.
فوبیای تعطیلی بورس با تجربه ۱۲ روزه از بین رفت
در پاسخ به پرسش درباره وضعیت بازار در صورت وقوع جنگ، تحلیلگر تجربه تعطیلی ۱۲ روزه را مثبت دانست، هرچند بازگشایی با حمایت کافی همراه نبود. وی افزود: «آن اتفاق باعث شد فوبیای بستهشدن طولانیمدت بازار از بین برود و بازار نشان داد میتواند نقدشوندگی خود را حفظ کند.»
وی پیشبینی کرد که در صورت بروز هر اتفاقی، بازار سرمایه در میانمدت یا بلندمدت یک ساله آسیب جدی نخواهد دید و توقف فعالیت تنها در برههای بسیار کوتاه ممکن است رخ دهد. همچنین، مدیران فعلی نظیر آقای صیدی (رئیس سازمان بورس) و آقای مدنیزاده (وزیر اقتصاد) که همزمان با تنشهای اخیر فعالیت خود را آغاز کردهاند، اکنون پختگی بیشتری برای مدیریت شرایط دارند.
صندوقهای کالایی در جنگ هم پایدار ماندند
در شرایط بحران، صندوقهای طلا و نقره به دلیل ماهیت داراییمحور خود، ارزش خود را حفظ میکنند و صندوقهای درآمد ثابت نیز به پرداخت سود ماهانه ادامه میدهند. فلاح تأکید کرد: «حتی در تجربه جنگ ۱۲ روزه، منابعی برای بازخرید واحدها در نظر گرفته شد و نقدشوندگی آنها حتی یک ساعت هم مختل نشد.»
وی در پایان تحلیل خود در این بخش گفت: «تمهیدات خوبی در جنگ ایران و اسرائیل برای بازار در نظر گرفته شد، اما در حال حاضر، ترس موجود در بازار ناشی از احتمال جنگ یا بحران نیست، بلکه از نوع احتیاط معاملهگری است. به این معنا که معاملهگران ترجیح میدهند برای خرید در قیمتهای پایینتر صبر کنند یا پول خود را در صندوقهای طلا پارک کنند.»
جذابیت نمادهای هموزن برای ریسکپذیران؛ تمرکز فعلی بر ۱۰ غول بازار
تمرکز سرمایهگذاران همواره بر نمادهای بزرگ و شاخصساز به دلیل نقدشوندگی بالا بوده است. با این حال، نمادهای شاخص هموزن حتی از قیمتهای پس از جنگ ۱۲ روزه نیز پایینتر آمدهاند و مورد بیمهری صندوقهای حمایتی قرار گرفتهاند.
فلاح اظهار داشت: «اگر بازار به تعادل برسد، شرکتهای شاخص هموزن برای افراد ریسکپذیر بسیار جذاب خواهد بود، هرچند فعلاً استراتژی دفاعی فعالان بازار بر محوریت ۱۰ شرکت بزرگ و شاخصساز میچرخد.»
سایه قیمتگذاری دستوری بر صنعت دارو؛ انتظار برای شفافسازی
صنعت دارو با ابهامات متعددی دست و پنجه نرم میکند؛ وضعیت تخصیص ارز ترجیحی برای مواد اولیه و مسئله قیمتگذاری دستوری هنوز مشخص نیست. اگر این قیمتگذاری ادامه یابد، حاشیه سود این صنعت به شدت منفی خواهد شد.
از آنجا که این صنعت ماهیتی نیمهدولتی یا تمامدولتی دارد و سخنگوی فعالی ندارد، این ابهامات تشدید میشود. در دی و بهمن ماه، فشار عرضه بر تمام صنایع غالب بود و ریزش بازار پس از مانورهای جنگ روانی رخ داد، نه لزوماً تحولات نظامی مستقیم.
در این فضای روانی، نیاز به اقدامات نمادین از سوی مسئولان اقتصادی احساس میشود. به عنوان مثال، حضور مسئولانی چون آقای پزشکیان در تالار بورس میتواند پیام مثبتی مخابره کند. ما نیازمند کنشگری فعال در برابر جنگ روانی هستیم و امید است با موفقیت تیم مذاکراتی، سایه عدم اطمینان از اقتصاد و بازار سرمایه دور شود تا فعالیتها با ثبات بیشتری ادامه یابد.