جنگ یا توافق؛ سناریوی هیجانانگیز پیشروی بورس تهران/ پولهای فراری کدام بازار را هدف گرفتهاند؟
بازار سهام این روزها روی لبه تیغ سیاست راه میرود؛ هر زمزمهای از شرق و غرب کافی است تا شاخصها رنگ عوض کنند. فعالان بورس اما این بار رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند؛ نه آنقدر خوشبین که صفهای خرید ببندند و نه آنقدر ناامید که همه چیز را بفروشند. این سوال برای سرمایهگذاران تازهوارد و کهنهکار پیش آمده که اگر آتش جنگ شعله بکشد، سبد سهامشان چه سرنوشتی پیدا میکند و در سوی مقابل، اگر لبخند توافق بر لبان دیپلماتها بنشیند، کدام سهمها اژدهای رشد خواهند شد؟
هفتههای پرالتهابی بر بازارهای مالی ایران گذشته است. در شرایطی که چشم فعالان اقتصادی به آسمان سیاست دوخته شده، بورس تهران به نوسانگیر حساسی تبدیل شده که با کوچکترین سیگنالی از سمت واشنگتن یا تهران، مسیر خود را تغییر میدهد. آنچه این روزها بر تابلوی معاملات میگذرد، بیش از آنکه به صورتهای مالی شرکتها گره خورده باشد، به گمانهزنیهای داغ درباره جنگ یا صلح با آمریکا وابسته است.
از صفهای خرید تا قرمزپوشی؛ واکنش بورس به دو سناریوی متضاد
حامد ستاک، تحلیلگر شناختهشده بازار سرمایه، با بررسی دو سناریوی پیشروی بازار، تصویری متفاوت از آینده بورس ترسیم میکند. به باور او، اگر مذاکرات به سرانجام مثبتی برسد و توافق احیا شود، فصل تازهای برای بورس آغاز خواهد شد.
ستاک در این باره معتقد است در صورت مثبت بودن مذاکرات و دستیابی به توافق، بازار سهام ابتدا وارد یک فاز رشد عمومی خواهد شد. به گفته او، بورس طی مدت گذشته نسبت به بازارهای موازی افت قابل توجهی را تجربه کرده و در چنین شرایطی، یک رشد دستهجمعی در کل بازار دور از انتظار نیست.
این تحلیلگر بازار سرمایه با تشریح گامهای بعدی رشد توضیح میدهد که پس از موج اولیه صعود، نوبت به بررسی دقیق صورتهای مالی خواهد رسید. در این مرحله، شرکتهایی که در دوران تحریم و بحران توانستهاند عملکرد بهتری از خود به جای بگذارند، پتانسیل بیشتری برای رشد خواهند داشت. در نهایت نیز نوبت به صنایع ویژهای میرسد که به طور مستقیم از گشایشهای اقتصادی ناشی از توافق منتفع میشوند.
چرا بورس دیگر مثل گذشته به مذاکرات واکنش تند نشان نمیدهد؟
اما نکته قابل تأمل در رفتار معاملهگران این روزهای بورس، احتیاط عجیبی است که بر بازار حاکم شده. برخلاف سالهای گذشته که هر خبر مثبت سیاسی با موجی از تقاضا همراه میشد، این بار جو سنگینی از تردید بر تالار شیشهای سایه افکنده است.
ستاک دلیل این رفتار محتاطانه را چنین تحلیل میکند: فعالان اقتصادی دیگر مانند گذشته بر اساس الگوهای پیشین نسبت به مذاکرات واکنش نشان نمیدهند. تجربههای متعدد از مذاکرات پیشین باعث شده بازار نتواند سناریوی مشخصی برای نتیجه گفتوگوها ترسیم کند. او به این نکته تلخ اشاره میکند که حتی در دورههایی که خوشبینی بالایی وجود داشته، نتایج برخلاف انتظار رقم خورده است؛ بنابراین بورس در مواجهه با اخبار مذاکرات، رفتاری محتاطانه و بعضاً خنثی در پیش گرفته است.
بیشواکنشی عجیب بازار به اخبار کوچک
این احتیاط اما به معنای بیتأثیری اخبار نیست. در فضای کنونی، کوچکترین خبر نیز میتواند موجهای بزرگی ایجاد کند. ستاک با اشاره به ریزشهای اخیر بازار عنوان کرد: زمانی که بازار در فاز احتیاط قرار دارد، حتی اخبار کوچک نیز میتواند واکنشهای بزرگ ایجاد کند. در چنین شرایطی، منابع خبری غیررسمی نیز قادرند بر فضای روانی بازار اثر بگذارند.
به اعتقاد این کارشناس، مجموعهای از پیشبینیها و مواضع سیاسی اخیر موجب شد بورس در هفته جاری وارد فاز نزولی شود و فشار فروش تشدید گردد.
اگر جنگ شود، بورس تعطیل میشود؟
یکی از دغدغههای اصلی سهامداران در روزهای اخیر، سرنوشت معاملات در صورت وقوع درگیری نظامی است. ستاک در این باره به تجربهای مشخص اشاره میکند: تجربه قبلی بازار سرمایه در جریان جنگ کوتاهمدت ایران و اسرائیل نشان داد که تصمیمگیری مرحلهای میتواند کارآمد باشد.
وی تأکید کرد: اگر درگیری کوتاهمدت باشد، همان الگوی قبلی میتواند تکرار شود؛ اما در صورت بروز جنگ بلندمدت، بازار نمیتواند برای مدت طولانی تعطیل بماند و باید سیاستهای فازی و مرحلهای اتخاذ شود.
ردیابی پولهای فراری از بورس
خروج نقدینگی از بورس در هفتههای اخیر، این پرسش را ایجاد کرده که سرمایههای خارجشده، چه مقصدی را انتخاب کردهاند. ستاک در این خصوص توضیح میدهد: جهت حرکت سرمایهها معمولاً از طریق رشد بازارهای موازی قابل تشخیص است. هر بازاری که تقاضا در آن از عرضه پیشی بگیرد و رشد قیمت را تجربه کند، مقصد بخشی از نقدینگی خواهد بود.
به گفته وی، بخشی از این جابهجایی سرمایه تحتتأثیر تحولات بازارهای جهانی و بخشی دیگر ناشی از شرایط داخلی اقتصاد ایران است.
با سهام بزرگ برویم یا کوچک؟ سناریوی توافق چه میگوید
یکی از سوالات همیشگی سرمایهگذاران در آستانه تحولات سیاسی، انتخاب میان سهام بزرگ و کوچک است. ستاک پاسخ روشنی برای این پرسش دارد: در شرایط عادی همه نمادها با یک وقفه زمانی به ارزش ذاتی خود بازمیگردند.
با این حال، او به نکته مهمی اشاره میکند: نمادهای شاخصساز در بورس اوراق بهادار تهران به دلیل نقدشوندگی بالاتر و حضور بازارگردانهای قدرتمند، در دورههای ابهام بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. سرمایهگذاران در شرایط پرریسک معمولاً ترجیح میدهند روی سهمهایی تمرکز کنند که امکان خروج سریعتری از آنها وجود دارد.
صندوقها در طوفان جنگ؛ کدامها دوام میآورند؟
ستاک در بخش پایانی گفتوگوی خود به وضعیت صندوقهای سرمایهگذاری به عنوان گزینههای کمریسکتر پرداخت و گفت: صندوقهای درآمد ثابت به دلیل ماهیت کمریسک و بازدهی قابل پیشبینی، حتی در شرایط بحرانی نیز میتوانند فعال باقی بمانند.
در مقابل، صندوقهای کالایی مانند طلا و نقره رفتاری مشابه داراییهای پرریسک دارند و به قیمتهای جهانی وابستهاند؛ بنابراین در شرایط جنگی یا پرابهام باید همانند بازار سهام با آنها برخورد شود.
جمعبندی؛ بورس در انتظار قطبیترین تصمیم
آنچه از تحلیلها برمیآید، وابستگی شدید بورس تهران به تحولات سیاسی روزهای آینده است. در شرایط کنونی، رفتار معاملهگران بیش از آنکه تابع تحلیل بنیادی شرکتها باشد، تحت تأثیر جو روانی و انتظارات شکلگرفته از مذاکرات است. با این حال، کارشناسان بر این باورند که در صورت تحقق توافق، بازار با یک رشد قابل توجه و فراگیر مواجه خواهد شد، هرچند تداوم این رشد به عملکرد واقعی شرکتها و بهبود شرایط اقتصادی وابسته خواهد بود.