جنگ پنهان بانکهای مرکزی بر سر طلا/ جرا بازار ظلا همچنان داغ است؟
در سکوت بازارهای جهانی، مسابقهای استراتژیک برای انباشت طلای خالص میان قدرتهای اقتصادی در جریان است.
ذخایر طلای یک ملت همواره بهعنوان معیار سنجش ثبات و استحکام بنیانهای مالی آن تلقی شده است. در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیکی سیاره ما را در بر گرفته و بیثباتی ارزی سایه افکنده است، مشاهده میشود که بانکهای مرکزی با شتابی فزاینده به سمت افزایش سهم این فلز گرانبها در خزانههای خود حرکت میکنند؛ رقابتی که نشان میدهد طلا مجدداً قلب تپنده استراتژیهای پولی جهانی شده است.
جایگاه قدرتها در انبارش طلا
دادههای رسمی تأکید میکنند که ایالات متحده آمریکا با ذخایری بالغ بر ۸۱۳۳ تن، همچنان رکورددار جهانی در مالکیت این دارایی ارزشمند است و پس از آن، کشورهای صاحبنامی چون آلمان، ایتالیا و فرانسه در رتبههای بعدی قرار دارند. با این حال، نباید از تحرکات چشمگیر اقتصادهای نوظهور غافل شد؛ کشورهایی نظیر چین و هند با استراتژی خرید متمرکز، در حال بازطراحی نقشه ذخایر ارزی خود هستند.
سپر دفاعی در برابر شوکهای اقتصادی: چرا طلا؟
نخستین و اصلیترین انگیزه برای این انباشت، نقش ممتاز طلا بهعنوان دارایی امن و پناهگاه بحران است. برخلاف ارزهای فیات (کاغذی) که در معرض فرسایش تورمی و بیاعتمادیهای سیاسی قرار دارند، طلا دارای ارزش ذاتی و پذیرش بینالمللی غیرقابل انکاری است. این خاصیت به بانکهای مرکزی امکان میدهد تا در بزنگاههای شوکهای مالی یا تنشهای بینالمللی، از ابزاری مقاوم برای حفظ ثبات روانی بازارها بهره ببرند؛ امری که حتی در عصر داراییهای دیجیتال، جایگاه طلا را تزلزل نکرده است.
استراتژی استقلال مالی: فاصله گرفتن از سلطه دلار
یکی از محرکهای اصلی این رقابت، تلاش برای کاهش وابستگی استراتژیک به دلار آمریکا است. با در نظر گرفتن نقش محوری دلار در مبادلات جهانی و ذخایر ارزی، بسیاری از دولتها درصدد برآمدهاند تا سبد داراییهای خود را از تکبعدی بودن خارج سازند. چین و هند در سالهای اخیر با خریدهای کلان، میزان طلای خود را بهطور محسوسی افزایش دادهاند. این اقدام نه تنها سنگ بنای استقلال مالی داخلی آنها را تقویت میکند، بلکه ریسکهای جانبی ناشی از تحریمهای احتمالی یا تغییرات ناگهانی در سیاستهای پولی فدرال رزرو آمریکا را کاهش میدهد.
اعتبار ملی در ترازو؛ ارزش نمادین طلا
طلا همچنان به عنوان یک پشتوانه عملی و نمادین برای ارز ملی کشورها عمل میکند. اگرچه استاندارد جهانی دیگر مبتنی بر طلا نیست، اما حجم خزانههای طلایی یک ملت مستقیماً بر وزن و اعتبار آن در عرصه بینالمللی تأثیر میگذارد. کشورهایی که دارای ذخایر طلای قابل توجهی هستند، از قدرت چانهزنی مؤثرتری در مذاکرات مالی جهانی و هنگام رویارویی با بحرانهای بدهی برخوردار خواهند بود؛ مزیتی که برای بلوک اقتصادهای نوظهور اهمیتی حیاتی دارد.
پیام پنهان به دنیا: سیگنالهای سیاسی از پشت دیوارهای بانک مرکزی
افزایش ذخایر طلا فراتر از یک تصمیم صرفاً مالی است؛ این اقدام حامل یک پیام سیاسی قدرتمند به بازارهای جهانی محسوب میشود. وقتی بانکهای مرکزی به شکلی هماهنگ اقدام به خرید طلا میکنند، این رفتار میتواند به عنوان یک زنگ خطر از نگرانیهای مشترک درباره آینده اقتصاد جهانی تعبیر شود. شدت گرفتن این روند در سالهای اخیر، همگام با اوجگیری تنشهای ژئوپلیتیکی و تغییرات در جهتگیریهای پولی، گواه این است که طلا کماکان در مرکز سامانههای مدیریت ریسک ملی قرار دارد.
تحلیل کارشناس: مدیریت ریسک، نه تقابل مستقیم
محمد بیات، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس بیان داشت: «افزایش خرید طلا را باید در چارچوب نااطمینانیهای سیستم مالی جهانی تحلیل کرد. در دورهای قرار داریم که هم تنشهای ژئوپلیتیکی افزایش یافته و هم ابزار تحریم مالی بهطور گسترده استفاده میشود. در چنین فضایی، بانکهای مرکزی ترجیح میدهند بخشی از ذخایر خود را به داراییای اختصاص دهند که خارج از کنترل مستقیم یک کشور خاص باشد.»
این کارشناس اقتصادی در ادامه سخنان خود افزود: «از سوی دیگر، سیاستهای پولی انبساطی گسترده در سالهای گذشته و رشد بدهی دولتها باعث شده نگرانیهایی درباره ارزش واقعی ارزهای کاغذی ایجاد شود. طلا در چنین شرایطی نقش «بیمه پرتفوی ذخایر» را ایفا میکند.»
بیات تأکید کرد: «دلار همچنان ارز غالب در تجارت جهانی و ذخایر ارزی است. اما روند فعلی نشان میدهد کشورها بهدنبال تنوعبخشی هستند، نه جایگزینی کامل. این تفاوت بسیار مهم است.» وی در ادامه با اشاره به کشورهای چین و هند گفت: «آنها با افزایش ذخایر طلا در حال کاهش وابستگی مطلق به دلار هستند، اما این به معنای خروج از سیستم دلاری نیست. بیشتر میتوان آن را یک استراتژی مدیریت ریسک دانست تا یک تقابل مستقیم ارزی.»
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: «اقتصادهای نوظهور معمولاً آسیبپذیری بیشتری نسبت به نوسانات ارزی و شوکهای خارجی دارند. برای آنها، داشتن ذخایر طلای بالاتر نوعی سپر دفاعی در برابر بحرانهای احتمالی است.»
وی در پایان اظهاراتش اشاره کرد: «همچنین این کشورها در حال افزایش سهم خود در اقتصاد جهانی هستند. طبیعی است که همزمان با رشد اقتصادی، ساختار ذخایر ارزی خود را نیز تقویت و متنوع کنند تا در مذاکرات و تعاملات مالی جهانی دست بالاتری داشته باشند.»
جمعبندی؛ طلای استراتژیک در عصر بیاعتمادی
رقابت فزاینده برای افزایش ذخایر طلا، جایگاه استراتژیک این فلز گرانبها را در کانون سیاستهای پولی تثبیت کرده است. در حالی که ایالات متحده و قدرتهای اروپایی همچنان در صدر جدول قرار دارند، شتاب رشد خزانههای طلای اقتصادهای نوظهور محسوس است. در جهانی که سایه بیاعتمادی بر سر ساختار مالی سنگینی میکند، طلا بیش از آنکه یک دارایی باشد، ابزاری کلیدی برای تأمین امنیت مالی و دستیابی به استقلال اقتصادی است؛ ابزاری که مسیر اهمیتش در افق اقتصادی پیش رو، صعودی خواهد بود.