کدخبر: ۳۶۲۴۸
تاریخ خبر:

طلا و نفت قدرت پیش‌بینی جنگ را دارند؟/ بررسی چهار درگیری بزرگ + پیش‌بینی ۲۰۲۶

این روزها بسیاری از مردم با دیدن هر نوسانی در قیمت طلا و نفت، بی‌درنگ انگشت اتهام را به سمت تنش‌های سیاسی نشانه می‌روند و تصور می‌کنند این دو کالای استراتژیک می‌توانند پیش‌گوی جنگ باشند. اما بررسی چهار درگیری بزرگ بین‌المللی در برنامه تیتر یک شبکه خبری، حقیقت تکان‌دهنده‌ای را فاش می‌کند: نه طلا خبر حمله به برج‌های دوقلو را می‌دانست، نه نفت می‌توانست آغاز جنگ اوکراین را پیش‌بینی کند. پس سیگنالی که دنبال آن هستید کجاست؟

طلا و نفت قدرت پیش‌بینی جنگ را دارند؟/ بررسی چهار درگیری بزرگ + پیش‌بینی ۲۰۲۶

در دنیایی که هر روز بر تلاطم‌های سیاسی آن افزوده می‌شود، بسیاری از شهروندان عادی و حتی سرمایه‌گذاران حرفه‌ای تلاش می‌کنند با نگاه به نمودار قیمت طلا و نفت، از آینده تنش‌ها سر درآورند. اما برنامه تیتر یک شبکه خبری در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ با مرور چهار رویداد بزرگ ژئوپلیتیک، این باور رایج را به چالش کشیده است.

افشای اولین راز: حملات ۱۱ سپتامبر

بررسی رفتار طلا و نفت پیش از حملات یازده سپتامبر نشان می‌دهد این دو بازار هرگز نقش پیش‌گوی جنگ را ایفا نکردند. پیش از وقوع این حادثه تاریخی، هیچ نشانه ژئوپلیتیک قابل اتکایی در نمودارهای قیمتی دیده نمی‌شد. جهش تاریخی قیمت طلا تنها پس از شوک حملات رخ داد و این یعنی فلز زرد نیز از غافلگیری در امان نماند.

نبرد عراق؛ وقتی عرضه نفت جلوی صعود را گرفت

در آستانه جنگ عراق، با وجود فضای سیاسی کاملاً ملتهب و تهدیدهای مکرر مقامات آمریکایی و عراقی، بازار نفت رفتار متفاوتی از خود نشان داد. افزایش عرضه نفت و مدیریت هوشمندانه انتظارات بازار توسط تولیدکنندگان عمده، مانع از شکل‌گیری موج صعودی قابل توجه پیش از آغاز جنگ شد. این تجربه نشان داد که حتی تهدیدهای مستقیم جنگی هم لزوماً به معنای جهش قیمت‌ها نیست.

بحران اوکراین؛ استثنایی که قاعده را تأیید کرد

اما در بحران روسیه و اوکراین، ماجرا متفاوت بود. تجمع نیروهای روسی در مرزها، هشدارهای مکرر سرویس‌های امنیتی غرب، وابستگی شدید انرژی اروپا به گاز روسیه و نگرانی‌های تورمی جهانی دست به دست هم داد تا نفت و طلا پیش از آغاز رسمی جنگ، روندی افزایشی را در پیش بگیرند. این تنها نمونه‌ای است که در آن بازارها تا حدی سیگنال پیش‌گیرانه ارسال کردند.

تنش ایران و اسرائیل؛ احتیاط برنده بود

در تازه‌ترین تنش مستقیم بین ایران و اسرائیل، واکنش بازارها بسیار محتاطانه بود. تحلیل‌ها نشان می‌دهد افزایش قیمت نفت در آن مقطع، بیش از آنکه ناشی از خود جنگ باشد، به سیاست‌های کاهش عرضه و انتظارات مربوط به پاسخ‌های احتمالی مرتبط بود. این رویداد نیز ثابت کرد نمی‌توان هر جنگی را با قیمت نفت و طلا اندازه‌گیری کرد.

جمع‌بندی تجربه‌های تاریخی

نتیجه‌گیری برنامه تیتر یک بسیار روشن است: رشد قیمت طلا و نفت الزاماً نشانه وقوع قریب‌الوقوع جنگ نیست. بلکه مجموعه پیچیده‌ای از عوامل اقتصادی، تصمیمات آگاهانه در زمینه عرضه، شرایط ساختاری بازار انرژی، انتظارات سرمایه‌گذاران و فضای روانی حاکم بر بازارها می‌تواند نوسانات قیمتی را شکل دهد. پس اگر دفعه دیگر با افزایش قیمت طلا و نفت مواجه شدید، پیش از نتیجه‌گیری عجولانه درباره جنگ، به این مجموعه عوامل پیچیده توجه کنید.

رکود زمستانی صنعت ایران

در بخش دیگری از این برنامه، آمارهای تازه از شاخص تولید و فروش صنعتی کشور بررسی شد. این آمارها نشان می‌دهد بخش صنعت در دی‌ماه نسبت به آذرماه با افت تولید مواجه شده است. فروش بخش صنعتی نیز در این ماه کاهش پیدا کرده که به وضوح رکود زمستانه را تأیید می‌کند. جدی‌ترین رکود مربوط به بخش خودرو و قطعات است؛ جایی که نسبت به دی‌ماه سال گذشته، ۱۹.۶ درصد کاهش تولید و ۱۲.۶ درصد کاهش فروش ثبت شده است.

صنعت فلزات پایه نیز با وجود بهبود نسبی نسبت به دی‌ماه سال قبل، در مقایسه با آذرماه ۳.۸ درصد کاهش تولید و ۷.۴ درصد کاهش فروش داشته است. تصویر کلی این است: زمستان ۱۴۰۴ برای صنعت ایران، بهبودی نسبی نسبت به زمستان سرد سال گذشته و رکودی جدی نسبت به پاییز را به نمایش می‌گذارد.

معدن ایران؛ برگ برنده روی میز مذاکره

فعالان حوزه معدن بر این باورند که ایران با وجود محدودیت در اکتشافات، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یکی از محورهای جذاب مذاکرات اقتصادی-سیاسی با آمریکا دارد. ارائه فرصت‌های سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع پایین‌دستی می‌تواند بخش معدن را به یک برگ برنده راهبردی تبدیل کند. البته همه چیز به مسیر مذاکرات و اراده طرفین بستگی دارد.

جنگ پنهان هوش مصنوعی

رقابت در دنیای هوش مصنوعی دیگر محدود به مدل‌های زبانی و چت‌بات‌ها نیست. میدان اصلی نبرد به کارخانه‌های تولید حافظه منتقل شده است. سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیارد دلاری در دیتاسنترهای آمریکا و آسیا، تقاضا برای حافظه‌های پیشرفته DRAM و NAND را جهش داده است.

غول‌های فناوری برای آموزش و اجرای مدل‌های عظیم هوش مصنوعی به حجم بی‌سابقه‌ای از این قطعات نیاز دارند. همین موضوع تولیدکنندگان بزرگ را مجبور کرده بخش مهمی از ظرفیت خود را به سفارش‌های سروری اختصاص دهند. نتیجه این تغییر جهت دوگانه بود: رشد قابل توجه سهام شرکت‌های حافظه‌ساز و افزایش فشار بر عرضه در بازار مصرف‌کننده.

صنعت نیمه‌هادی فوق‌العاده سرمایه‌بر و زمان‌بر است و افزایش ظرفیت تولید به سرعت اتفاق نمی‌افتد. این فاصله زمانی می‌تواند به تداوم فشار قیمتی منجر شود. افزایش هزینه حافظه ممکن است به قیمت نهایی بسیاری از کالاهای دیجیتال منتقل شود و حتی اثر تورمی در اقتصاد فناوری ایجاد کند. پرسش کلیدی این است: آیا این موج تقاضا به تعادل جدیدی در صنعت حافظه منجر می‌شود یا با توسعه ظرفیت در سال‌های آینده فروکش خواهد کرد؟

۲۰۲۶؛ آغاز دهه‌ای پرریسک

بر اساس آخرین نتایج Global Risks Perception Survey (GRPS)، سال ۲۰۲۶ با سطح بی‌سابقه‌ای از عدم‌قطعیت جهانی آغاز شده است. نیمی از پاسخ‌دهندگان چشم‌انداز دو سال آینده را متلاطم یا طوفانی ارزیابی کرده‌اند و این رقم در افق ده ساله به بیش از ۵۷ درصد می‌رسد.

در حوزه اقتصادی، نگرانی‌ها روندی افزایشی دارد. رکود اقتصادی، تورم و احتمال ترکیدن حباب دارایی‌ها رتبه‌های بالاتری را در میان ریسک‌های جهانی به خود اختصاص داده‌اند. ترکیب بدهی‌های فزاینده، حباب‌های احتمالی مالی و تشدید تقابل‌های ژئواکونومیک می‌تواند مرحله‌ای جدید از بی‌ثباتی اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.

نگرانی‌های زیست‌محیطی اگرچه در کوتاه‌مدت اولویت کمتری یافته‌اند، اما در افق ده ساله همچنان شدیدترین ریسک‌ها محسوب می‌شوند. رخدادهای شدید آب‌وهوایی و کاهش تنوع زیستی در صدر تهدیدهای جهانی باقی مانده‌اند و نزدیک به سه‌چهارم پاسخ‌دهندگان چشم‌اندازی متلاطم یا طوفانی برای محیط‌زیست متصور شده‌اند.

کاروان اورانیوم نیجر؛ قمار بزرگ ژئوپلیتیکی

در جهانی که موازنه قدرت بیش از پیش جای قواعد حقوقی را می‌گیرد، کاروان اورانیوم نیجر به نمادی از تغییرات خطرناک ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. پس از کودتای ۲۰۲۳، دولت نظامی این کشور با مصادره حدود ۱۱۵۰ تن اورانیوم، عملاً چالش مستقیمی با منافع فرانسه ایجاد کرد؛ کشوری که بخش عمده برق خود را از انرژی هسته‌ای تأمین می‌کند و سال‌ها از منابع نیجر بهره می‌برد.

اکنون گمانه‌ها از تلاش برای فروش این محموله به روسیه حکایت دارد؛ چرخشی که می‌تواند پیامدهای سیاسی گسترده‌ای داشته باشد. اما مسئله فقط خریدار نیست. نیجر کشوری محصور در خشکی است و مسیرهای صادراتی آن پس از کودتا محدود شده‌اند. انتقال زمینی محموله از مناطقی می‌گذرد که در آن گروه‌های افراطی فعال‌اند. خطر اصلی نه ساخت بمب، بلکه اثر نمادین و تبلیغاتی حمله احتمالی به کاروان و همچنین ریسک نشت رادیواکتیو است.

حتی اگر این محموله بدون حادثه به مقصد برسد، پیام آن برای منطقه ساحل روشن خواهد بود: منابع طبیعی می‌توانند به ابزار قدرت‌نمایی دولت‌های نظامی تبدیل شوند؛ مسیری که می‌تواند بی‌ثباتی را در یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان تشدید کند.

copied
ارسال نظر
 

وب گردی