قرعهمشی ایرانخودرو:هر ۴۲۵ متقاضی عادی ایرانخودرو، یک شانس برنده شدن دارد!
نتایج طرح فروش بهمنماه ایرانخودرو بار دیگر آمار سرسامآور تقاضا را فاش کرد؛ جایی که برای دستیابی به سهم اندک عرضه، شهروندان در صفهای چند میلیونی ایستادهاند.
بر اساس بررسیهای صورتگرفته بر نتایج قرعهکشی اخیر گروه صنعتی ایرانخودرو، مشخص شده است که به طور متوسط برای هر محصولی که عرضه شده، حدود ۱۴۰ نفر متقاضی ثبتنام کردهاند. این در حالی است که بیش از هفت میلیون نفر برای شرکت در طرح فروش بهمنماه اقدام کردند، اما موجودی نهایی خودروها از مرز ۵۰ هزار دستگاه فراتر نرفت. تحلیلگران معتقدند، مسیر برنده شدن در قرعهکشی عادی، بیش از هر زمان دیگری دشوار شده و احتمال موفقیت در این بخش عملاً به نقطه صفر میل میکند.
دو عامل کلیدی این صف میلیونی را شکل دادهاند: نخست، شکاف قیمتی نجومی میان قیمت مصوب کارخانه و قیمت جاری در بازار آزاد. دوم، حذف تدریجی برخی الزامات دشوار برای ثبتنام، نظیر لزوم افتتاح حساب وکالتی که موجب شد دامنه شرکتکنندگان به شکل چشمگیری گسترش یابد.
جدول سهمیهبندی طرحهای فروش به شرح زیر است:
| طرح | متقاضی | سهمیه عرضه (درصدی) | تعداد عرضه |
|---|---|---|---|
| عادی | ۶,۲۴۴,۵۵۳ نفر | ۳۰ درصد مدلهای طرح | ۱۴,۹۰۰ نفر |
| مادران | ۵۴۷,۲۰۰ نفر | ۵۰ درصد مدلهای طرح | ۲۴,۵۰۰ نفر |
| فرسوده | ۸۱,۶۰۵ نفر | ۲۰ درصد مدلهای طرح | ۹,۸۰۰ نفر |
مرگبارترین رقابت: تحلیل شانس در طرح عادی
بخش متراکم و پرتقاضاترین قسمت این قرعهکشی، متعلق به طرح عادی بوده است. دقیقا ۶,۲۴۴,۵۵۳ نفر برای تصاحب ۱۴,۷۰۰ دستگاه خودرو در این بخش رقابت کردند. با یک محاسبه ساده، شانس موفقیت در قرعهکشی طرح عادی که تابعی مستقیم از نسبت عرضه به تقاضا است، تنها ۰.۲۳۵ درصد برآورد میشود. این آمار به زبان ساده یعنی از میان هر ۴۲۵ متقاضی که در طرح عادی شرکت کردهاند، تنها یک نفر شانس این را داشته که خودرویی با قیمت کارخانه نصیبش شود. این ضریب پایین، توضیح میدهد که چرا با وجود عمومی بودن این طرح، قرعهکشی به میدانی با احتمال برد بسیار ناچیز تبدیل شده و بخش اعظم این حجم عظیم از ثبتنامها با پیام «عدم تخصیص» مواجه خواهند شد.
مقایسه فرصتها: از مادران تا خودروهای فرسوده
بررسی تطبیقی بین سه طرح (عادی، مادران و فرسوده) نشان میدهد که سهمیه تخصیصیافته تنها فاکتور تعیینکننده نیست؛ بلکه حجم جمعیت متقاضیان هر طرح نیز نتیجه نهایی را به کلی دگرگون میکند.
در طرح مادران، حدود نیمی از کل ظرفیت مدلهای عرضه شده (تقریباً ۲۴,۵۰۰ دستگاه از مجموع ۴۹ هزار دستگاه) به این گروه اختصاص یافت. با ثبتنام ۵۴۷,۲۰۰ نفر در این قالب، شانس برنده شدن در این بخش کمی بیش از ۴ درصد تخمین زده میشود؛ به عبارتی، از هر ۲۲ مادر متقاضی، یک نفر شانس موفقیت داشته است. این رقم، جایگاهی مابین طرح عادی و طرح خودرو فرسوده را اشغال میکند.
اما اوج شانس در طرح جایگزینی خودرو فرسوده قرار دارد؛ جایی که احتمال برنده شدن تا حدود ۱۲ درصد افزایش مییابد. این بدان معناست که از هر هشت متقاضی این طرح، یک نفر فرصت دارد تا خودرو مورد نظر را با قیمت کارخانه خریداری کند.
ریشه صف میلیونی: سود سفتهبازی، نه نیاز مصرفکننده
موتور محرکه اصلی که باعث تجمع متقاضیان میلیونی برای تنها ۴۹ هزار دستگاه خودرو میشود، همان فاصله قیمتی میان درب کارخانه و بازار آزاد است. زمانی که خودرو با قیمت کارخانه عرضه میشود، متقاضی حتی اگر مصرفکننده نهایی نباشد، با این انگیزه وارد میشود که در صورت برنده شدن، سودی تضمینشده و کلان را به دست آورده است. این فاصله که گاهی آن را با عنوان “رانت قیمت” میشناسند، فرآیند فروش را از یک سازوکار توزیع کالا، به یک فرصت سوداگرانه کوتاهمدت تبدیل کرده است؛ فرصتی که جذابیت آن حتی احتمال برد ناچیز در طرح عادی را نیز تحتالشعاع قرار داده و مانع از انصراف میلیونها نفر نمیشود.
دلیل ثانویه افزایش این تقاضا، به رویکرد حذف شروط سختگیرانه در دورههای اخیر بازمیگردد. هرگاه الزاماتی مانند افتتاح حساب بانکی، فرآیندهای زمانبر مالی یا مسدودسازی وجه نقد مطرح باشد، به صورت طبیعی بخشی از متقاضیان حذف میشوند. اما در دورههایی که این قیود برداشته میشوند، دامنه شرکتکنندگان به طرز چشمگیری وسعت مییابد.
بهعنوان مثال، قرعهکشی نیمه اول سال جاری که شرط افتتاح حساب و مسدودسازی پول فعال بود، با کمتر از ۵۰۰ هزار متقاضی برگزار شد. در نقطه مقابل، در حال حاضر شاهد صفآراییهای چند میلیونی در قالب طرحهای ماهانه هستیم.
این سادهسازی مسیر ثبتنام، در کنار جذابیت سود سرمایهگذاری ناشی از اختلاف قیمت، ترکیبی را ایجاد کرده که نتیجه آن، ثبت تقاضاهای میلیونی برای ظرفیتی است که در نهایت کمتر از ۵۰ هزار دستگاه خودرو را پوشش میدهد.