کدخبر: ۳۴۹۸۴
تاریخ خبر:

آمریکا پذیرفت؛ مذاکره با ایران روی "پیش‌شرط‌های تهران" آغاز می‌شود

در حالی که حرکت نظامی آمریکا در منطقه خبرساز شده، منابع آگاه از مذاکرات محرمانه و پشت‌پرده میان تهران و واشنگتن پرده برداشتند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد این لشکرکشی نمایشی رسانه‌ای است تا شکست طرح بی‌ثبات‌سازی ایران پنهان شود، در حالی که پیشنهاد مذاکره از سوی آمریکا با شروط ایران پیش می‌رود. آیا جنگ واقعاً در راه است یا این یک بازی بزرگ دیپلماتیک است؟

آمریکا پذیرفت؛ مذاکره با ایران روی "پیش‌شرط‌های تهران" آغاز می‌شود

منابع آگاه و مطلع از تحولات منطقه‌ای، همزمان با نزدیک شدن به دور تازه‌ای از ارتباطات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده، جزئیات تازه‌ای را از آنچه در پشت صحنه بحران‌های اخیر خاورمیانه می‌گذرد، آشکار ساخته‌اند.

بر پایه این اطلاعات، نخستین پیشنهاد برای گفت‌وگو از جانب واشنگتن حدود دو ماه پیش مطرح شد و پذیرش محوریت پرونده هسته‌ای در این مذاکرات، از همان آغاز مورد تأکید قرار گرفت. از نگاه تحلیلگران، اعزام اخیر نیروهای نظامی آمریکا به منطقه پیوند مستقیمی با ناکامی راهبردهای پیشین این کشور برای ایجاد بی‌ثباتی داخلی در ایران دارد.

بر اساس این تحلیل، طرح موسوم به «شبه‌کودتای دی‌ماه» و تلاش برای گسترش ناآرامی‌ها با هدف ساختن بهانه‌ای برای حمله نظامی، به دلایل متعددی با شکست روبه‌رو شد. هوشیاری مردم در قبال پروژه «کشته‌سازی» دشمن و عدم فراگیری اغتشاشات، همراه با حضور گسترده و میلیونی آنان در حمایت از نظام که عمق پایگاه مردمی جمهوری اسلامی را نمایان کرد، به همراه محاسبات راهبردی درباره هزینه‌های سرسام‌آور هرگونه اقدام نظامی، باعث ناکامی این سناریو شد.

همان‌گونه که تحلیل بازار نوشت، از دیدگاه کارشناسان، آمریکا به این درک رسید که یک جنگ محدود با ایران «نه کارآمد است و نه امکان‌پذیر»، چراکه ایران در برابر چنین حملاتی آسیب‌پذیر نیست. همچنین، یک جنگ گسترده نیز به باور اندیشکده‌ها و تحلیلگران آمریکایی، واشنگتن را در «باتلاق عظیمی» در منطقه فرو خواهد برد که زیان‌های آن برای منافع ایالات متحده به مراتب بیشتر خواهد بود.

لشکرکشی به مثابه نمایش رسانه‌ای و اهرم فشار

به نظر می‌رسد دقیقاً به خاطر همین محاسبات و برای پوشاندن شکست سناریوهای قبلی، دولت ترامپ که به استفاده از نمادها و نمایش‌های رسانه‌ای شناخته می‌شود، دو اقدام به ظاهر متناقض را به‌طور همزمان پیش برده است: از یک سو، با لشکرکشی به منطقه و القای تهدید حمله، کوشیده این تصور را ایجاد کند که ایران را با زور و تهدید پای میز مذاکره می‌کشاند.

از سوی دیگر، درخواست‌های مذاکره را از کانال میانجی‌های منطقه‌ای با جدیت پیگیری کرده و حتی در برابر برخی «پیش‌شرط‌های ایران» نیز تمکین نموده است. هدف از این نمایش نظامی-رسانه‌ای، در واقع «توجیه افکار عمومی و پنهان کردن شکست» راهبرد پیشینِ وادارسازی ایران از طریق فشار حداکثری و بی‌ثبات‌سازی داخلی ارزیابی می‌شود.

در مقابل، جمهوری اسلامی ایران اگرچه به گفته منابع، به «زیاده‌خواهی‌های ترامپ» واقف است، اما برای آشکارسازی حجت بر جامعه جهانی و با در نظر گرفتن احتمال اندک موفقیت، با «برنامه و اراده» قدم در عرصه دیپلماسی گذاشته است.

شرط اصلی ایران، جلوگیری از اتلاف وقت و تحقق خواسته‌های مشخصی از جمله لغو تحریم‌ها، حفظ حقوق هسته‌ای و ذخایر غنی‌شده در خاک کشور عنوان شده است.

علاوه بر این، ایران بر تعیین «نوع مستقیم یا غیرمستقیم و مکان مذاکرات» نیز تأکید داشته و آمریکا علیرغم مخالفت اولیه، ناچار به پذیرش این شروط شده است. واقعیت پشت صحنه به نظر فراتر از یک نمایش ساده می‌رود.

آمریکا با ترکیب نمایش قدرت نظامی (برای مصرف داخلی و منطقه‌ای) و انعطاف دیپلماتیک (برای ایجاد دریچه‌ای به مذاکره)، در حال بازی در دو جبهه برای خروج از بن‌بست ایجادشده است. از سوی دیگر، ایران با تأکید بر پیش‌شرط‌های شفاف و عدم اعتماد به واشنگتن، خود را برای «همه سناریوها» آماده کرده و بر این نکته پای می‌فشارد که حاضر نیست دستاوردهای راهبردی خود را در ازای یک مذاکره نامشخص و بدون ضمانت عملی معامله کند.

copied
ارسال نظر
 

وب گردی