شوخیهای بیمزه پدرشوهر، زندگی زوج جوان را به دادگاه کشاند!
شوخیهای بیاحترامی پدرشوهر با عروسش، در نهایت منجر به جدایی یک زوج جوان شد.

زندگی مشترک این زن و شوهر جوان که از سه سال پیش آغاز شده بود، بهدلیل رفتارهای ناپسند پدرشوهر به جدایی کشید. زن جوان که در برابر رفتارهای توهینآمیز و شوخیهای تحقیرآمیز پدرشوهرش احساس خشم و نارضایتی داشت، زمانی که از همسرش حمایت نمیدید، تصمیم گرفت برای همیشه از زندگی مشترک خود دست بکشد.
در دادگاه خانواده، این زن که به شدت از بیتفاوتی همسرش ناراضی بود، در برابر قاضی گفت: "سه سال است که با جابر زندگی میکنم و در این مدت هیچ حمایتی از طرف او ندیدم. حتی زمانی که کسی به من بیاحترامی میکرد، او هیچ واکنشی نشان نمیداد. در سکوت مینشستم و سعی میکردم دعوا و درگیری ایجاد نشود. ولی چیزی که بهطور خاص مرا عذاب میداد، شوخیهای زشت و تحقیرآمیز پدرشوهرم بود. هر وقت به خانهشان میرفتم، او با من شوخیهایی میکرد که باعث تحقیر من میشد. برای مثال وقتی غذایی میپختم، او بهطور مسخرهای میگفت که حتی قادر به پخت غذا نیستم. بعد همگی با هم میخندیدند. یا زمانی که کادویی برایشان میبردم، دوباره شوخیهای بیاحترامی میکرد و غرورم جریحهدار میشد. بدتر این که شوهرم هیچوقت به این مسائل توجه نمیکرد و حتی به شوخیهای پدرش میخندید. بارها از او خواسته بودم که از پدرش بخواهد چنین رفتارهایی با من نداشته باشد، اما او همیشه به من میگفت که مسأله را بیش از حد بزرگ کردهام. بعد از سه سال تحمل، دیگر نمیتوانستم ادامه دهم و تصمیم به طلاق گرفتم."
شوهر این زن نیز در مقابل قاضی با بیان دلایل خود گفت: "همسرم همیشه از کاه، کوه میسازد. پدرم هیچوقت قصد بدی نداشته، او تنها میخواهد با شوخیهایش همسرم را به خانوادهاش نزدیکتر کند. از روزهای اول هم نفیسه در کنار خانوادهام معذب بود و هیچگاه نتواسته بود ارتباط خوبی برقرار کند. بههمین دلیل، پدرم میخواست با شوخیهایی این فاصله را کم کند. اما همسرم اصلاً نمیخواهد این موضوع را درک کند و همیشه از دست همه ناراحت میشود. اگرچه هیچکس جرات نمیکند با او شوخی کند یا چیزی بگوید، اما نفیسه همیشه قهر میکند. این رفتارهای او باعث شده که من دیگر نتوانم در کنار او زندگی کنم."
در نهایت، قاضی دادگاه سعی کرد این زوج را از تصمیم خود منصرف کند و از آنها خواست که فکر بیشتری کنند. با این حال، پس از اصرار آنها، رسیدگی به پرونده به جلسه آینده موکول شد تا تصمیم نهایی گرفته شود.