۴۷٪ «تنبلی» شما ژنتیکی شده است!
آیا احساس میکنید تعلل در انجام وظایف، فراتر از یک عادت ساده است؟
ریشههای ژنتیکی اهمالکاری: آنالیز پیشرفته MRI از دوقلوها
تحقیقات پیشگامانهای که توسط تیمی از محققان چینی هدایت شد، پرده از راز تمایل ذاتی به تعویق انداختن کارها برداشته است. این مطالعه، که نتایج آن در ژانویه ۲۰۲۶ در نشریه NeuroImage: Clinical به چاپ رسید، با بررسی اسکنهای MRI و دادههای نظرسنجی ۷۱ جفت دوقلوی نوجوان در یک بازه زمانی هشت ساله، به یک کشف مهم دست یافت: ۴۷ درصد وراثتپذیری برای رفتارهای اهمالکارانه شناسایی شد. این یافتهها مستقیماً به تغییرات ساختاری در مدار پاداش مغز مرتبط دانسته میشوند.
این پژوهش عمیق، اختلالات عملکردی در مسیرهای انتقالدهنده عصبی دوپامین و سروتونین – بهویژه در ناحیه تگمنتال شکمی که به جسم مخطط متصل است – را به عنوان عوامل اصلی کاهش انگیزه برای شروع و انجام تعهدات کاری مشخص میکند. این مکانیسم عصبی توضیح میدهد که چرا این ویژگی اغلب در خانوادهها مشاهده میشود و چرا افراد با سابقه خانوادگی، ممکن است با چالشهای بیشتری در حفظ انگیزه مواجه باشند.
غلبه بر طبیعت: استراتژیهای رفتاری در برابر نفوذ ژنها
علیرغم اینکه ژنتیک سهم قابل توجهی (نزدیک به نیمی از تغییرات) در این زمینه ایفا میکند، استراتژیهای محیطی و رفتاری اثبات شدهای وجود دارند که میتوانند به طور مؤثر با این تمایلات ارثی مقابله کنند. توصیههای رفتاری مبتنی بر این مطالعه، بر تقسیم وظایف به قطعات بسیار کوچک (مراحل یک تا پنج دقیقهای) و همچنین استفاده نظاممند از ابزارهای زمانسنجی تأکید دارند.
دکتر آن-لور لو کانف، متخصص برجسته علوم اعصاب، بر جنبههای روانشناختی این پدیده تأکید میکند. او توضیح میدهد: «برای بخش بزرگی از ما، اهمالکاری با یک بار عاطفی سنگین گره خورده است.»
لو کانف در تشریح این بار عاطفی میگوید: «ما اینگونه آموزش دیدهایم که اهمالکاری را معادل تنبلی مطلق و ضعف اراده بدانیم؛ نتیجه این است که هر بار کاری را به تعویق میاندازیم، خودمان را سرزنش میکنیم.» او که نویسنده کتاب «آزمایشهای کوچک: چگونه در دنیایی که غرق در هدف است، آزادانه زندگی کنیم» است، معتقد است این چرخه احساسات منفی صرفاً فرآیند بازگشت به مسیر اصلی را دشوارتر میسازد.
از منظر او، تعلل نباید منبعی برای شرم باشد؛ بلکه باید به عنوان یک سیگنال هشداردهنده در نظر گرفته شود: «در حقیقت، این تنها یک اخطار از سوی مغز شماست که نشان میدهد در حال حاضر، یک بخش از فرآیند به درستی کار نمیکند.»
رویکرد کارآگاهی: سیستم «بررسی سهگانه» برای حل معما
لو کانف رویکردی متفاوت را پیشنهاد میکند: به جای نادیده گرفتن سیگنال و اعمال فشار همراه با سرزنش، باید با کنجکاوی ذاتی یک دانشمند به ریشه این عادتها نگریست. استراتژی او برای کنترل اهمالکاری بر پایه سیستم «بررسی سهگانه» بنا شده است که به فرد کمک میکند تا ارزیابی کند چرا از انجام یک کار خاص طفره میرود. این سیستم با سه پرسش کلیدی، مشکل را در یکی از این سه حوزه طبقهبندی میکند: «مشکل از سر، از قلب است یا از دست؟»
- مشکل از سَر (سطح منطقی): این وضعیت زمانی رخ میدهد که فرد از نظر استدلالی کاملاً متقاعد نشده که چرا باید آن وظیفه را در اولویت قرار دهد.
- مشکل از قلب (سطح احساسی): این بخش به احساسات مربوط است؛ یعنی فرد به لحاظ عاطفی، آن کار را نه جذاب مییابد و نه هیجانانگیز.
- مشکل از دست (سطح عملیاتی): در نهایت، این حالت یعنی فرد باور ندارد که ابزار، مهارتها یا شبکه حمایتی کافی برای اجرای موفقیتآمیز آن کار را در اختیار دارد.
لو کانف تأکید میکند که پس از تشخیص دقیق منشأ اجتناب، «میتوانید به شکلی سیستماتیک راههایی برای رهایی از آن بیابید.»
- برای چالشهای «ذهنی» (سر): توصیه میشود یک قدم به عقب برداشته و اهداف کلی پروژه را مجدداً ارزیابی کنید. اگر عدم همسویی با استراتژیهای کلان، علت تعلل است، باید کار را دوباره تعریف کرده و رویکرد کلی را بازنگری کرد.
- برای کارهای فاقد انگیزه (قلب): لو کانف پیشنهاد میدهد که محیط انجام کار را جذابتر سازید. این میتواند شامل برگزاری جلسات مشارکتی با همکاران مورد علاقه یا تغییر مکان کار به یک فضای دلپذیر مانند کافیشاپ باشد.
- برای احساس غرق شدن یا فقدان منابع (دست): در این حالت، او توصیه میکند با دوستان یا همکاران مورد اعتماد تماس بگیرید و درخواست کمک کنید. او میگوید: «من همیشه به مردم میگویم، دستتان را بالا ببرید، درخواست کمک کنید.» این حمایت میتواند طیف وسیعی از مربیگری تا تأمین مالی دورههای آموزشی توسط شرکت را در بر گیرد – هر آنچه که برای احساس «دارا بودن منابع لازم» جهت انجام کار حیاتی است.
دکتر لو کانف نتیجه میگیرد که پیادهسازی سیستم بررسی سهگانه، بهطور چشمگیری به دور زدن مؤلفه «شرم» ناشی از اهمالکاری کمک میکند. او این تغییر پارادایم را اینگونه توصیف میکند: «شما از آن احساس مبهم ترس و سرزنش خود که چرا کار ضروری را انجام نمیدهید، فاصله میگیرید و بیشتر مانند یک دانشمند، مانند یک کارآگاه، به آن به چشم یک معمای قابل حل نگاه میکنید.»