«قهوه پدری» سوخت!/ آیا دوران طلایی مهران مدیری به پایان رسیده است؟
مهران مدیری با کولهباری از موفقیت در عرصه سریالسازی، اینبار با «قهوه پدری» نتوانست انتظارات را برآورده کند. آیا این سریال، نقطه پایانی بر دوران اوج مدیری است یا او با پروژهای قویتر بازخواهد گشت؟

با پایان پخش سریال «قهوه پدری»، پرونده این مجموعه با عملکردی دور از انتظار برای مهران مدیری و بازیگران مطرح آن بسته شد.
آغاز ناامیدکننده و ادامه نهچندان مطلوب
انتظارات از «قهوه پدری» با توجه به سابقه درخشان مهران مدیری در ساخت سریال، بالا بود. حضور چهرههایی نظیر سام درخشانی و ژاله صامتی در کنار بازیگران جوان، ترکیب جالبی را نوید میداد.
با این حال، «قهوه پدری» شروع خوبی نداشت و در ادامه نیز تغییر مثبتی در روند سریال دیده نشد. قسمت پایانی این مجموعه دوشنبه هفته جاری منتشر شد و به این ترتیب، مهران مدیری و بازیگران نامآشنای آن با یک ناکامی روبرو شدند.
«قهوه پدری» داستان خانوادهای را روایت میکرد که به دلیل مشکلات مالی و با مشاوره نادرست یکی از آشنایان، وارد تجارت قهوه میشوند. اما ورشکستگی، مشکلات بیشتری را برای آنها به وجود میآورد و در نهایت، آنها را به سمت دزدی از بانک سوق میدهد. داستان سریال از همان ابتدا نتوانست جذابیت لازم را ایجاد کند. مخاطبان، مشابه این داستان را پیشتر در سریال «هیولا» با کیفیتی به مراتب بالاتر دیده بودند. بنابراین، «قهوه پدری» در همان گام اول نه تنها نتوانست بینندگان را غافلگیر کند، بلکه باعث ناامیدی آنها نیز شد. روند سریال بسیار کند بود و اتفاقات داستان به صورت پیوسته رخ نمیدادند. علاوه بر این، پراکندگی در روایت و کم بودن زمان مفید در برخی قسمتها، کمبود ظرفیت داستانی را بیشتر به چشم مخاطب میآورد. همچنین، شوخیهای کلامی «قهوه پدری» هیچ شباهتی به تجربههای موفق و خلاقیتهای مدیری در آثار قبلیاش نداشت.
شخصیتهای غیرجذاب
شخصیتهای سریال «قهوه پدری» نیز نتوانستند جذابیت و همراهی لازم را در بینندگان ایجاد کنند. به جز دو شخصیت «ناهید» و «بیژن»، سایر کاراکترهای داستان نتوانستند جای خود را در قصه باز کنند و مورد علاقه مخاطبان قرار بگیرند. شخصیت «جهانگیر» به عنوان یک کاراکتر منفعل، هیچ جذابیتی نداشت. شخصیت «بهار» به عنوان یک زن حسود که همسرش را جدی نمیگیرد، بسیار تکراری بود و بازی بیتا سحرخیز در این نقش، بسیار اغراقآمیز به نظر میرسید. حتی «ایرج» با بازی حامد آهنگی، نتوانست به یک شخصیت محبوب در کارنامه بازیگری او تبدیل شود. در این میان، زوج «ملیسا» و «مجید» وضعیت بهتری نسبت به سایر شخصیتها داشتند.
ناکامی مضاعف مدیری
مهران مدیری معمولاً در آثار خود، نقش شخصیتهای خاص و متفاوت را ایفا میکرد و بینندگان، خاطرات خوبی از نقشآفرینیهای او دارند. اما این اتفاق در «قهوه پدری» رخ نداد. مدیری در این سریال، نقش شخصیتی به نام «اون» را بازی میکرد که خونسردی و بیتفاوتی در لحظات حساس، از ویژگیهای او بود. این کاراکتر همیشه در حال مکیدن آبنبات چوبی بود و این ویژگی نه تنها به جذابیت شخصیت او کمکی نمیکرد، بلکه باعث میشد گاهی دیالوگهای او نامفهوم باشد و مخاطب را آزار دهد. مهران مدیری که در مقام کارگردان نتوانسته بود انتظارات را برآورده کند، در مقام بازیگر نیز نتوانست حضور چشمگیر و موفقی در «قهوه پدری» داشته باشد. مدیری پیش از این سریال با «دراکولا» نیز با شکست مواجه شده بود. بنابراین، پروژه بعدی او در عرصه کارگردانی سریال، اهمیت ویژهای خواهد داشت.
پایانی در سطح سریال
با توجه به روندی که «قهوه پدری» از ابتدا طی کرده بود، پایانبندی آن نیز چندان دور از انتظار نبود. خانواده «ادیب» که از ابتدا تصمیم آنها برای سرقت از بانک، غیرمنطقی و غیرقابل باور بود، پس از فریب خوردن توسط «میخچالچی»، در نهایت در صادرات قهوه موفق شدند و با یک پایان خوش و ازدواج مواجه شدیم! انتقاد سریال از فساد مالی بانک نیز به یک کنایه سطحی محدود شد. همانطور که اشاره شد، پایانبندی «قهوه پدری» در حد و اندازه کلی سریال بود و هیچ اتفاق ویژه یا غافلگیرکنندهای در آن رخ نداد.