سقوط استقلال در بلاتکلیفی؛ از رویای ماتزاری تا انتخاب پرحاشیه بوژوویچ
مدیران باشگاه استقلال با وعدههای پرطمطراق و تصمیمات متزلزل، یکی از تلخترین فصول تاریخ آبیپوشان را رقم زدهاند؛ از توافق ناتمام با ماتزاری تا انتخاب ناگهانی بوژوویچ، هر گام برداشتهشده تنها بر سردرگمی و ناکامی استقلال افزوده است.

در یکی از تلخترین فصول تاریخ باشگاه استقلال، ناکامیهای متوالی و جایگاه نامناسب در جدول لیگ برتر تنها بخشی از بحران عمیق این تیم است؛ بحرانی که بخش بزرگی از آن به تصمیمگیریهای متزلزل و بیبرنامه مدیران باشگاه بازمیگردد. آمارها بهوضوح نشان میدهند که نهتنها شکستها از پیروزیها پیشی گرفته، بلکه تعداد گلهای خورده استقلال از گلهای زده نیز فراتر رفته است. در دل این روزهای سیاه، انتخاب سرمربی جدید پس از جدایی پیتسو موسیمانه به یکی از مهمترین و البته پرچالشترین موضوعات تبدیل شد؛ چالشی که با وعدهها و عملکرد نامتناسب مدیران رنگ جدیتری به خود گرفت.
چرخه مداوم تغییرات در رأس کادر فنی، از نکونام تا بختیاریزاده، موسیمانه و نوازی و سرانجام میودراگ بوژوویچ، گویای نبود راهبرد مشخص در ساختار فنی باشگاه است. پس از قطع همکاری با موسیمانه، انتظار میرفت باشگاه با رویکردی تازه و حرفهای، مسیر خود را در مسیر موفقیت بازتعریف کند. با این حال، تحولات مدیریتی نیز نتوانست تغییری در روند رو به سقوط تیم ایجاد کند و شرایط از دوران سرمربی پیشین هم بحرانیتر شد.
در این میان، نام والتر ماتزاری بهعنوان گزینه جدی هدایت استقلال مطرح شد. علی نظریجویباری، مدیرعامل باشگاه، حتی از توافق ۹۰ تا ۹۵ درصدی با این سرمربی ایتالیایی خبر داده بود؛ وعدهای که برای مدتی هواداران را به آینده امیدوار کرد. اما همانطور که پیشبینی میشد، مذاکرات با ماتزاری نیز همانند تجربه پرسپولیس به بنبست رسید و این بار نیز استقلال بدون سرمربی ماند.
پس از رد همکاری از سوی ماتزاری، باشگاه که وعده ارائه پلن B را داده بود، نهتنها گزینهای همسطح معرفی نکرد بلکه با پیشنهادهایی به چهرههایی چون فیروز کریمی، باعث افزایش واکنشهای منفی از سوی هواداران شد. در نهایت، انتخاب بوژوویچ، سرمربی مستعفی استقلال خوزستان، در شرایطی اتفاق افتاد که او در آستانه بازگشت به کشورش قرار داشت؛ انتخابی که بهوضوح حاصل تصمیمی ناگهانی و بیبرنامه بود.
وعده وجود پلن جایگزین، آنگونه که مدیران عنوان کرده بودند، تنها به یک ادعای ناتمام تبدیل شد. عملکرد ضعیف بوژوویچ که بدترین شروع تاریخ یک سرمربی در استقلال را ثبت کرده، انتقادات را به اوج رسانده و از سوی دیگر، سبک بازی تیم نیز چنگی به دل هواداران نمیزند. وعدههای تکراری، امیدهای بیپشتوانه و انتخابهای پرحاشیه، مجموعاً چهرهای از مدیریتی بیثبات و ناهماهنگ در استقلال ترسیم کرده است.
واقعیت این است که مدیران استقلال با طرح گزینههای رؤیایی و بدون داشتن برنامهای اجرایی، تنها دلخوشیهای هواداران را نشانه رفتند و سرمربیای را برگزیدند که اگر بلیت پروازش زودتر صادر شده بود، حالا در کشورش دوران استراحت را سپری میکرد. از حالا نیز زمزمههایی درباره تغییر دوباره در کادر فنی برای فصل آینده به گوش میرسد؛ تغییری که قطعاً نیازمند زمانی برای سازگاری است و همین زمانبر بودن، میتواند نشانهای از ادامهدار بودن آسیبهای ناشی از انتخابهای بدون تدبیر باشد.