سفره حداقلی خانوار به ۲۷ میلیون تومان رسید
برآورد اکوایران از هزینه حداقل خوراک در مهر ۱۴۰۵ نشان میدهد تأمین این سبد برای هر نفر، ماهانه حدود ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان هزینه دارد؛ رقمی که برای یک خانوار حدوداً سهنفره به نزدیک ۲۷ میلیون تومان میرسد. این مبلغ فقط هزینه مواد غذایی است و مخارج مسکن، درمان، حملونقل و سایر نیازهای زندگی را در بر نمیگیرد.
به گزارش پنجره، هزینه تأمین یک سبد غذایی حداقلی همچنان بخش قابل توجهی از بودجه خانوار را به خود اختصاص میدهد. محاسبات اکوایران برای مهرماه ۱۴۰۵، هزینه ماهانه این سبد را برای هر نفر حدود ۸٫۹ میلیون تومان برآورد کرده است. مبنای محاسبه، الگوبرداری از سبد حداقل خوراک انستیتو تحقیقات تغذیه و استفاده از متوسط قیمت اقلام خوراکی در مناطق شهری بوده است.
در این سبد، کالاهایی مانند نان لواش، برنج خارجی، ماکارونی، گوشت گاو یا گوساله، مرغ، برخی لبنیات ضروری، روغن مایع، سیب، پرتقال، حبوبات، قند و شکر قرار دارند. بنابراین، رقم اعلامشده برآوردی از هزینه یک ترکیب مشخص غذایی است و نباید آن را متوسط خرید واقعی همه خانوادهها یا مجموع هزینه زندگی دانست.
هزینه خوراک برای خانوارهای مختلف چقدر میشود؟
اگر رقم سرانه ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان را مبنا قرار دهیم، هزینه ماهانه خوراک یک خانوار سهنفره به ۲۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان میرسد؛ همان رقمی که بهصورت تقریبی، نزدیک به ۲۷ میلیون تومان بیان میشود. برای یک خانوار چهارنفره نیز حاصل این محاسبه، ۳۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است.
جدول زیر، صرفاً حاصل ضرب سرانه گزارششده در تعداد اعضای خانوار است. این ارقام، برآورد مستقل از نیاز غذایی افراد با سنین مختلف نیستند؛ زیرا ترکیب سنی، نیاز تغذیهای و الگوی مصرف اعضای خانواده میتواند بر هزینه واقعی اثر بگذارد.
| تعداد اعضای خانوار | هزینه ماهانه بر پایه سرانه گزارششده |
|---|---|
| یک نفر | ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان |
| دو نفر | ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان |
| سه نفر | ۲۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان |
| چهار نفر | ۳۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان |
| پنج نفر | ۴۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان |
با فرض یک ماه ۳۰روزه، هزینه روزانه متناظر با این برآورد برای هر نفر حدود ۲۹۷ هزار تومان و برای خانوار سهنفره حدود ۸۹۰ هزار تومان است. تبدیل مبلغ ماهانه به روزانه، ابعاد هزینه را روشنتر میکند، اما چیزی درباره زمان خرید کالاها نمیگوید؛ خانوادهها ممکن است بخشی از اقلام را روزانه و بخشی را بهصورت هفتگی یا ماهانه تهیه کنند.
رشد آهستهتر قیمتها به معنای ارزان شدن نیست
در گزارش اکوایران، افزایش ماهانه هزینه این سبد در مهر نسبت به شهریور حدود نیم درصد عنوان شده، در حالی که هزینه آن در مقایسه با ماه مشابه سال قبل بیش از دو برابر شده است. کنار هم قرار گرفتن این دو عدد تناقضی ندارد: یکی تغییر هزینه در فاصله یک ماه و دیگری تغییر در فاصله یک سال را اندازه میگیرد. نرخ روز
برای روشن شدن موضوع، میتوان یک مثال فرضی را در نظر گرفت. اگر هزینه سبدی از ۱۰ میلیون تومان به ۱۱ میلیون تومان برسد، رشد آن ۱۰ درصد است. اگر در ماه بعد به ۱۱ میلیون و ۱۱۰ هزار تومان برسد، رشد ماهانه به یک درصد کاهش یافته، اما هزینه خرید همچنان بیشتر شده است. کاهش سرعت گرانی، افزایشهای قبلی را حذف نمیکند.
صندوق بینالمللی پول نیز در توضیح مفهوم تورم تأکید میکند که اگر درآمد اسمی همپای قیمتها افزایش نیابد، درآمد واقعی و قدرت خرید کاهش پیدا میکند. بنابراین، برای سنجش بهبود معیشت، مشاهده کاهش نرخ تورم کافی نیست؛ باید دید درآمد خانوار در برابر سطح جدید هزینهها چه وضعیتی دارد. خانواده با مبلغی که باید در فروشگاه بپردازد روبهروست، حتی اگر سرعت افزایش آن مبلغ کمتر شده باشد.
۲۷ میلیون تومان، هزینه کل زندگی نیست
تفاوت میان «هزینه حداقل خوراک» و «هزینه معیشت» در خواندن این گزارش اهمیت دارد. رقم خوراک فقط به اقلام غذایی موجود در سبد مربوط است. اجاره یا هزینه مسکن، آب و برق و گاز، رفتوآمد، پوشاک، درمان، آموزش و دیگر مخارج ضروری باید جداگانه تأمین شوند.
در روششناسی سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو، نیز میان هزینه یک رژیم غذایی و توانایی خرید آن تفاوت وجود دارد. توان خرید زمانی ارزیابی میشود که نیاز خانوار به کنار گذاشتن بخشی از درآمد برای مخارج ضروری غیرخوراکی نیز در نظر گرفته شود. به همین دلیل، برابر بودن درآمد یک خانواده با قیمت سبد غذایی، لزوماً به معنای برخورداری آن خانواده از امکان تأمین مناسب غذا نیست.
این تفاوت را میتوان با یک مثال فرضی توضیح داد: اگر خانواری ۳۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد و خوراک آن حدود ۲۷ میلیون تومان هزینه ببرد، صرفاً سه میلیون تومان برای همه مخارج دیگر باقی میماند. این مثال، آماری درباره درآمد خانوارهای ایرانی نیست؛ فقط نشان میدهد چرا مقایسه قیمت غذا با کل درآمد، بدون محاسبه سایر تعهدات مالی، ارزیابی کاملی از توان خرید ارائه نمیکند.
سبد حداقلی چه چیزی را اندازه میگیرد؟
هر برآورد غذایی به ترکیب کالاها، مقدار مصرف و قیمتهای انتخابشده وابسته است. سبدی که بر پایه برنج خارجی محاسبه شده، با سبدی که در آن برنج ایرانی قرار دارد یکسان نیست. تغییر نوع گوشت، لبنیات یا میوه نیز میتواند نتیجه نهایی را تغییر دهد. از این رو، عنوان «حداقل» باید همراه با توضیح روش محاسبه خوانده شود.
فائو در مطالعات خود میان رژیم تأمینکننده انرژی، رژیم دارای کفایت مواد مغذی و رژیم غذایی سالم تمایز میگذارد. این دستهها الزاماً هزینه یکسانی ندارند. بر همین مبنا، نمیتوان هر عددی را که با عنوان سبد خوراک منتشر میشود، بدون بررسی ترکیب و روش آن با برآورد دیگری مقایسه کرد. همچنین روش فائو را نباید عیناً همان روش استفادهشده در گزارش اکوایران دانست.
برای مقایسه معتبر دو گزارش، لازم است دوره زمانی، تعداد اعضای خانوار، مقادیر مصرف، محدوده جغرافیایی قیمتگیری و اقلام سبد مشخص باشند. اختلاف در هرکدام از این موارد ممکن است بخشی از فاصله ارقام را توضیح دهد. بدون این اطلاعات، بزرگتر بودن یک برآورد لزوماً به معنای اشتباه بودن برآورد دیگر نیست.
چرا فشار گرانی برای همه خانوادهها یکسان نیست؟
گرانی یک کالای ضروری، برای خانوادههایی که سهم بیشتری از بودجه خود را صرف آن میکنند، فشار نسبی بیشتری ایجاد میکند. بهعنوان نمونه، در یک محاسبه فرضی، افزایش ۱۰ درصدی هزینه غذا برای خانوادهای که نیمی از مخارجش خوراک است، اثری متفاوت با خانوادهای دارد که یکپنجم هزینههایش به غذا اختصاص پیدا میکند.
بانک جهانی در بررسی تورم مواد غذایی توضیح داده است که سهم بالاتر خوراک در بودجه خانوارهای اقتصادهای درحالتوسعه، اثر افزایش قیمتها را تشدید میکند. این سازوکار نشان میدهد چرا یک نرخ متوسط تورم، بهتنهایی شدت فشار واردشده بر همه گروههای درآمدی را بیان نمیکند.
علاوه بر سهم خوراک، امکان استفاده از پسانداز، تعداد افراد شاغل خانواده و هزینههای ثابت نیز اهمیت دارد. دو خانوار با تعداد اعضای برابر ممکن است به دلیل تفاوت در درآمد و تعهدات مالی، توان خرید متفاوتی داشته باشند. از این رو، گزارش هزینه غذا درباره قیمت یک سبد مشخص اطلاعات میدهد، اما برای تعیین تعداد خانوارهای ناتوان از خرید آن، به دادههای درآمدی و هزینهای بیشتری نیاز است.
دستمزد را باید در کنار قدرت خرید سنجید
در بررسی رابطه حقوق و هزینه زندگی، افزایش مبلغ دریافتی با افزایش رفاه یکسان نیست. ممکن است دستمزد اسمی بالا برود، اما قیمت کالاهای مورد نیاز با سرعت بیشتری افزایش یابد. در این وضعیت، فرد پول بیشتری دریافت میکند، ولی با آن مقدار کمتری کالا و خدمات میخرد.
سازمان بینالمللی کار، روند دستمزد واقعی را یکی از ابزارهای سنجش تغییر قدرت خرید شاغلان معرفی میکند. این شاخص، تغییر دستمزد را با توجه به قیمتها بررسی میکند و در کنار اطلاعات اشتغال، درآمد و مصرف، تصویر دقیقتری از وضعیت اقتصادی نیروی کار میدهد.
در عین حال، مقایسه سبد خوراک یک خانواده با دستمزد یک کارگر، یک سناریوی مشخص است. چنین مقایسهای نباید به این ادعا تبدیل شود که درآمد تمام خانوادهها برابر با حقوق یک نفر است. برخی خانوارها چند منبع درآمد دارند و برخی نیز از درآمد پایدار شغلی برخوردار نیستند. بیان دقیق این فرضها، ارزش خبری مقایسه را بیشتر میکند.
معیار حمایت معیشتی، دسترسی واقعی به غذاست
برای ارزیابی سیاستهای حمایتی، فقط مبلغ پرداختی یا میزان افزایش آن کافی نیست. باید بررسی شود حمایت چه بخشی از نیاز غذایی را پوشش میدهد، چه کسانی به آن دسترسی دارند و آیا پس از پرداخت سایر هزینههای ضروری، امکان تهیه غذا برای خانوار باقی میماند.
فائو تأکید میکند که وقتی حتی ارزانترین ترکیب غذایی مناسب برای گروهی از مردم دسترسناپذیر باشد، آموزش تغذیه و توصیه به تغییر رفتار بهتنهایی نمیتواند مشکل مصرف را برطرف کند. در چنین شرایطی، قیمت و درآمد نیز بخشی از مسئلهاند.
برآورد نزدیک به ۲۷ میلیون تومان برای خوراک ماهانه یک خانوار حدوداً سهنفره، از همین منظر اهمیت دارد: این عدد هزینه یک بخش ضروری از زندگی را نشان میدهد. ارزیابی تغییر وضعیت معیشتی نیز به پیگیری همزمان قیمت همین سبد، درآمد قابل استفاده خانوار و مخارج ضروری دیگر نیاز دارد.
منبع گزارش مبنا: اکوایران