آزادارمکی: بر سر حجاب توافقی نانوشته شکل گرفته است
تقی آزادارمکی، جامعهشناس، کاهش مداخله در زندگی روزمره را زمینهساز نوعی آشتی پنهان میان جامعه و حکومت میداند. این دیدگاه، پرسشی گستردهتر را مطرح میکند: احترام به انتخابهای شهروندان، شنیدهشدن مطالبات و رفتار منصفانه نهادها چگونه میتواند به بازسازی اعتماد عمومی کمک کند؟
به گزارش پنجره به نقل از اعتمادآنلاین، تقی آزادارمکی در گفتوگویی با روزنامه اعتماد که بخشهایی از آن در ۲۱ مهر ۱۴۰۵ منتشر شده، از شکلگیری توافقی نانوشته درباره حجاب سخن گفته است. این تعبیر، تحلیل او از مناسبات اجتماعی است و به معنای اعلام تصمیم یا توافق رسمی نیست.
او معتقد است کاهش برخوردهای تقابلی با سبک زندگی، میتواند تمایل جامعه به همکاری را تقویت کند. آزادارمکی همچنین لحن رئیسجمهور و فاصلهگرفتن از رفتار تحقیرآمیز با شهروندان را مثبت ارزیابی کرده، هرچند بر باقیماندن ناکارآمدیها تأکید دارد.
در پیشنهادهای او، ترسیم چشماندازی روشن برای آینده، فراهمکردن فضای فعالیت سیاسی و مدنی و پذیرش خطاهای گذشته جایگاه برجستهای دارد. در ادامه، مفاهیم اعتماد، انصاف و تابآوری که به فهم این بحث کمک میکنند، بر اساس منابع پژوهشی بررسی میشوند.
اعتماد اجتماعی و اعتماد به حکومت، یک مفهوم واحد نیستند
برای بررسی رابطه مردم و نهادهای عمومی، باید میان شکلهای مختلف اعتماد تفاوت گذاشت. برنامه توسعه سازمان ملل در یادداشت سیاستی خود درباره اعتماد به نهادهای عمومی، دو سطح را از یکدیگر جدا میکند: اعتماد افقی، یعنی اعتماد اعضای جامعه به یکدیگر؛ و اعتماد عمودی، یعنی اعتماد مردم به نهادهایی که اداره امور را بر عهده دارند.
این تفکیک کمک میکند رفتارهای اجتماعی را دقیقتر بخوانیم. همکاری همسایهها در زمان بحران، لزوماً به معنای ارزیابی مثبت آنان از عملکرد نهادهای رسمی نیست. به همین ترتیب، رضایت از یک خدمت مشخص نیز تمام ابعاد رابطه شهروند با حکومت را توضیح نمیدهد.
از این منظر، برای سخنگفتن از بازسازی اعتماد، باید معلوم باشد درباره کدام رابطه صحبت میکنیم. ممکن است پیوندهای خانوادگی و محلی همچنان قوی باشند، در حالی که اعتماد به برخی دستگاهها آسیب دیده باشد. بررسی همزمان این دو سطح، تصویر روشنتری از ظرفیتها و مشکلات جامعه ارائه میکند.
تجربه روزمره شهروندان چرا اهمیت دارد؟
اعتماد به نهادها فقط از سخنرانیها و تصمیمهای بزرگ شکل نمیگیرد. تجربه مراجعه به اداره، دریافت خدمت، شنیدن پاسخ و مشاهده نحوه برخورد کارکنان نیز بخشی از رابطه مردم با ساختار عمومی است.
پیمایش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی درباره عوامل اعتماد به نهادهای عمومی، بر مؤلفههایی مانند قابلیت اتکا، پاسخگویی، انصاف، درستکاری و گشودگی تأکید میکند. نتایج منتشرشده در گزارش ۲۰۲۶، میان احساس برخورداری از صدای سیاسی و سطح اعتماد، تفاوت قابلتوجهی نشان میدهد.
این یافتهها مربوط به کشورهای بررسیشده در همان پیمایشاند و نمیتوان ارقام آنها را به ایران تعمیم داد. کاربردشان در این بحث، ارائه چارچوبی برای طرح پرسش است: مردم تا چه اندازه احساس میکنند شنیده میشوند، تصمیمها برایشان توضیح داده میشود و در برخورد با نهادها، شأن برابر دارند؟
چنین چارچوبی، بررسی اعتماد را از قضاوتهای کلی به تجربههای مشخص نزدیک میکند. بهجای فرضکردن رضایت یا نارضایتی همگانی، میتوان پرسید کدام رفتار یا رویه، در کدام گروه اجتماعی، اعتماد را تقویت یا تضعیف کرده است.
انصاف در فرایند، بخشی از نتیجه است
در رابطه شهروند و نهاد عمومی، فقط نتیجه نهایی اهمیت ندارد؛ شیوه رسیدن به تصمیم نیز اثرگذار است. فرد ممکن است با تصمیمی موافق نباشد، اما احساس کند فرصت توضیح داشته، دلایل را شنیده و با او محترمانه برخورد شده است.
راهنمای برنامه توسعه سازمان ملل درباره عدالت و امنیت مردممحور، بر همین موضوع تمرکز دارد. این راهنما توضیح میدهد ادراک مردم از نهادهای عدالت و امنیت، با تجربه روزمره آنان، احساس حفاظت از حقوق، امکان بیان نظر و شفافیت تصمیمها ارتباط دارد.
در این چارچوب، توضیح روشن تصمیم، رفتار بیطرفانه و فرصت شنیدهشدن، اجزای عملی اعتمادسازیاند. این موضوع به تغییر لحن محدود نمیشود؛ باید در آموزش کارکنان، ارزیابی عملکرد و شیوه نظارت نیز بازتاب پیدا کند.
بنابراین، احترام به شهروند را میتوان در رفتارهای قابلمشاهده جستوجو کرد: آیا دلیل تصمیم بیان میشود؟ آیا پرسش فرد پاسخ میگیرد؟ آیا امکان اعتراض یا توضیح وجود دارد؟ این پرسشها، بحث اعتماد را به کیفیت عملکرد نهادها متصل میکنند.
توافق نانوشته چگونه از یک برداشت به موضوع پژوهش تبدیل میشود؟
تعبیرهایی مانند «آشتی پنهان» میتوانند برای توضیح یک روند اجتماعی مفید باشند، اما برای سنجش آن روند، باید از استعاره به شاخص رسید. نخست لازم است مشخص شود منظور، کاهش تنش در فضای عمومی است، افزایش رضایت از نهادهاست یا بیشترشدن آمادگی برای همکاری.
این وضعیتها میتوانند با یکدیگر مرتبط باشند، اما یکسان نیستند. کمترشدن برخورد آشکار، بهتنهایی میزان رضایت را نشان نمیدهد. سکوت نیز ممکن است معانی متفاوتی داشته باشد و بدون پرسش مستقیم از شهروندان، نمیتوان یکی از آنها را قطعی دانست.
برای آزمودن چنین تحلیلی، میتوان دیدگاه گروههای مختلف را در دورههای زمانی یکسان بررسی کرد و تجربههای آنان را کنار دادههای رفتاری گذاشت. این پیشنهاد، نتیجه یک پیمایش درباره ایران نیست؛ روشی برای دقیقترکردن پرسش است تا دیدگاه یک تحلیلگر با نظر تمام جامعه اشتباه گرفته نشود.
همبستگی اجتماعی به معنای حذف اختلافها نیست
در اسناد برنامه توسعه سازمان ملل، همبستگی اجتماعی با کیفیت روابط میان افراد و گروهها و نیز رابطه آنان با نهادهای خدمترسان پیوند دارد. در این نگاه، جامعهای با پیوندهای قوی، الزاماً جامعهای بدون تفاوت یا اختلافنظر نیست.
راهنمای این نهاد درباره تقویت همبستگی اجتماعی، بر ضرورت شناخت زمینه محلی، ارزیابی تنشها و طراحی برنامه متناسب با شرایط تأکید میکند. معنای عملی این رویکرد آن است که نمیتوان یک الگوی ثابت را بدون بررسی، برای تمام گروهها و مناطق مناسب دانست.
در بحث سبک زندگی نیز توجه به تنوع تجربهها اهمیت دارد. سن، محیط زندگی، شرایط اقتصادی و موقعیت اجتماعی میتوانند بر برداشت افراد از یک سیاست اثر بگذارند. راهحل مشترک، نیازمند شناخت همین تفاوتهاست.
از منظر تحلیلی، اگر اختلافها امکان بیان و رسیدگی داشته باشند، میتوانند به موضوع گفتوگو تبدیل شوند. پنهانماندن تفاوتها، بهتنهایی نشانه حلشدن آنها نیست و برای ارزیابی کیفیت روابط اجتماعی باید فراتر از ظاهر آرام فضا رفت.
تابآوری؛ فراتر از تحملکردن دشواریها
یکی از مفاهیم مهم در بحث رابطه جامعه و حکمرانی، تابآوری است. دفتر کاهش خطر بلایای سازمان ملل، تابآوری را توانایی نظام، اجتماع یا جامعه برای مقاومت، جذب آثار مخاطره، سازگاری، دگرگونی و بازیابی کارکردهای اساسی تعریف میکند.
این تعریف، دامنهای گستردهتر از صرفاً دوامآوردن دارد. جامعه ممکن است فعالیتهای روزمره را ادامه دهد، اما همزمان بخشی از منابع مالی، سلامت یا فرصتهای آینده خود را از دست بدهد. بنابراین، تداوم زندگی بهتنهایی برای قضاوت درباره وضعیت رفاه یا ظرفیت بلندمدت کافی نیست.
استفاده از این تعریف در بحث اجتماعی، به معنای یکسانگرفتن تمام بحرانها نیست. نکته قابلاستفاده آن است که باید هم توان مقاومت و هم امکان بازیابی را دید. اگر خانوادهها برای عبور از دشواریها دائماً منابع خود را مصرف کنند، لازم است پرسیده شود چه چیزی جای آن منابع را میگیرد و چه حمایتی برای بازگشت به وضعیت پایدار وجود دارد.
بازیابی زندگی، بخشی از سنجش تابآوری است
در تعریف سازمان ملل، بازیابی به بازگرداندن یا بهبود معیشت، سلامت، داراییها و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی جامعه آسیبدیده مربوط میشود. این نگاه، توجه را از لحظه عبور از بحران به وضعیت زندگی پس از آن منتقل میکند.
بر این اساس، در یک گزارش اجتماعی میتوان پرسید خانوادهها با چه هزینهای شرایط دشوار را پشت سر گذاشتهاند. آیا فرصتهای شغلی و آموزشی آنها حفظ شده است؟ آیا دسترسی به خدمات دوباره برقرار شده؟ آیا گروههایی که منابع کمتری داشتهاند، امکان جبران پیدا کردهاند؟
این پرسشها، پیشنهادهایی برای بررسیاند و درباره وضعیت فعلی همه خانوارهای ایران پاسخ یکسانی ندارند. اهمیت آنها در جلوگیری از یکسانگرفتن «ادامهداشتن زندگی» با «برطرفشدن آسیبها»ست.
به این ترتیب، تأکید بر توان جامعه میتواند همراه با توجه به نیازهای حمایتی باشد. شناخت ظرفیت مردم، مسئولیت نهادها برای کاهش مخاطره و فراهمکردن امکان بازسازی زندگی را نیز برجسته میکند.
رسانهها چگونه تنوع تجربههای مردم را بازتاب میدهند؟
یونسکو، تکثر و تنوع رسانهای را زمینهای برای گردش دیدگاههای مختلف و دسترسی شهروندان به اطلاعات میداند. در توضیح این نهاد، رسانه مستقل میتواند به آگاهی از امور عمومی، گفتوگو و شناخت متقابل کمک کند.
اهمیت این بحث برای رابطه جامعه و حکومت روشن است: اگر تجربه گروهی از مردم در رسانه دیده نشود، تصویر عمومی از جامعه ناقص میماند. بازتابدادن یک مطالبه نیز الزاماً به معنای تأیید تمام جنبههای آن نیست؛ میتواند مقدمهای برای فهم مسئله و طرح پاسخ باشد.
تکثر رسانهای فقط به تعداد رسانهها محدود نمیشود. تنوع دیدگاهها، گروههای حاضر در روایت و امکان طرح پرسش نیز اهمیت دارد. گزارشی که از اعتماد عمومی سخن میگوید، باید به این فکر کند که صدای چه کسانی شنیده شده و چه کسانی بیرون از قاب ماندهاند.
در این چارچوب، روایت منصفانه میتواند هم اقدامات مثبت را ببیند و هم مشکلات باقیمانده را گزارش کند؛ بدون آنکه یکی را به بهانه دیگری حذف کند.
پذیرش خطا زمانی معنا پیدا میکند که قابلپیگیری باشد
از منظر تحلیلی، پذیرش یک خطا میتواند شروع پاسخگویی باشد، اما برای ارزیابی اثر آن باید مرحله بعد را نیز دید. چه رویهای تغییر میکند؟ چه اقدامی برای جبران در نظر گرفته میشود؟ چه نهادی مسئول جلوگیری از تکرار است؟
این پرسشها به یک موضوع فرهنگی یا سیاسی خاص محدود نیستند. در هر حوزهای، فاصله میان اعلام تغییر و تجربه واقعی شهروندان، میتواند بر اعتبار پیام اثر بگذارد. اگر مردم تغییر را فقط در واژهها ببینند، ارزیابی آنان با زمانی که در رفتار روزمره دستگاهها تفاوتی احساس کنند یکسان نخواهد بود.
برای گزارشگری نیز همین تمایز ضروری است. بیان اینکه یک مقام یا تحلیلگر از اصلاح سخن گفته، با اثبات تحقق اصلاح فرق دارد. بررسی نتیجه، نیازمند پیگیری در طول زمان و شنیدن تجربه کسانی است که مستقیماً با آن تصمیم یا رویه مواجهاند.
چگونه درباره تغییرات اجتماعی دقیقتر گزارش کنیم؟
در مواجهه با چنین گفتوگوهایی، سه سطح باید روشن بماند: سخن گوینده، شواهد موجود و تحلیل نویسنده گزارش. اگر این سطوح در هم ادغام شوند، ممکن است یک برداشت شخصی بهصورت واقعیتی همگانی بازنشر شود.
برای نمونه، ادعای تغییر نگرش جامعه را بهتر است با دادهای متناسب با همان پرسش سنجید. نتیجه یک پژوهش خارجی نیز میتواند چارچوب مفهومی بدهد، اما جای پیمایش درباره ایران را نمیگیرد. همچنین تجربه یک گروه، بدون بررسی، نماینده تمام گروههای اجتماعی نیست.
دیدگاه آزادارمکی، موضوع رابطه میان کاهش تنش روزمره و امکان همکاری اجتماعی را پیش میکشد. بررسی این موضوع زمانی پیش میرود که تغییرات در رفتار نهادها، تجربه شهروندان و امکان بیان مطالبات، بهصورت مشخص دنبال شود. اعتماد عمومی در این صورت، از یک تعبیر کلی به موضوعی تبدیل میشود که میتوان درباره عوامل تقویت یا تضعیف آن، شواهد روشنتری ارائه کرد.
منبع گفتوگو: اعتمادآنلاین، به نقل از روزنامه اعتماد؛ گفتوگوی مهدی بیکاوغلی با تقی آزادارمکی، منتشرشده در ۲۱ مهر ۱۴۰۵.