کدخبر: ۳۵۷۸۹
تاریخ خبر:

چرا بازار سرمایه کم‌رونق شده است؟

بازار سرمایه ایران پس از یک دوره رشد افسارگسیخته، بار دیگر با نزول‌های نگران‌کننده روبه‌رو شده است.

چرا بازار سرمایه کم‌رونق شده است؟

بررسی دقیق تحولات نمودار شاخص کل بورس در ماه‌های گذشته، الگویی تکرارشونده از افت‌های شدید را نمایان می‌سازد. این افت‌ها معمولاً نه برآمده از یک شوک لحظه‌ای، بلکه متأثر از انباشت اشتباهات سیاستی و به تأخیر انداختن ضروریات یک تعدیل ساختاری هستند. در حقیقت، بازار سرمایه برای حفظ سلامت خود نیازمند دوره‌هایی برای بازیابی و تثبیت است؛ فرآیندی که سرکوب مصنوعی آن، منجر به واکنشی خشن‌تر و پرهزینه‌تر خواهد شد.

روند صعودی اخیر، رشدی برق‌آسا و تقریباً بدون توقف را به ثبت رساند؛ روندی که فاقد هرگونه نشانه از توقف، تعادل یا حتی بازنگری در سطح قیمت‌ها بود. این نوع حرکت شتابان، در هیچ محیط اقتصادی پایداری قابل قبول نیست. بازار در آن نقطه به وضوح نیاز به یک اصلاح داشت و اگر این تعدیل در سطوح پایین‌تر و زودتر انجام می‌پذیرفت، امروز نگرانی از تبدیل شدن آن به یک ریزش عمیق‌تر وجود نداشت.

یکی از مشخصه‌های بارز این دوره، تداوم جهش قیمت‌ها بدون ایجاد فرصت برای تثبیت و بازبینی بنیادین بود. این شتاب، بیشتر از آنکه متکی بر بهبود واقعی بنیادهای اقتصادی یا افزایش بازدهی شرکت‌ها باشد، نشأت گرفته از انتظارات تورمی غالب، کاهش اعتماد عمومی به واحد پولی ملی، و نبود جایگزین‌های امن برای حفظ قدرت خرید بوده است.

به بیان روشن‌تر، بخش قابل توجهی از نقدینگی تزریق شده به سهام، با دیدگاه بلندمدت ورود نکرده، بلکه به عنوان تلاشی برای “گریز از کاهش ارزش پول” وارد شده است. این دسته از سرمایه‌ها ذاتاً فرار هستند؛ در فاز صعودی می‌توانند بازار را به اوج ببرند، اما به محض مشاهده اولین نشانه‌های ضعف، با همان سرعت از چرخه خارج می‌شوند و نتیجه آن، شکل‌گیری چرخه‌های تند صعود و سقوط‌های شدید است.

در این میان، نمی‌توان از تأثیرگذاری تصمیمات کلیدی نهاد سیاست‌گذار چشم پوشید. یکی از مهم‌ترین مداخله‌ها، تغییر در مکانیزمی بود که به صورت سنتی از نوسانات غیرواقعی قیمت‌ها جلوگیری می‌کرد. این مکانیسم در اصل اجازه نمی‌داد قیمت یک دارایی بدون پشتوانه کافی از معاملات واقعی، دچار جهش‌های ناگهانی شود. تضعیف یا حذف این محدودیت، عملاً باعث شد قیمت‌ها با حجم معاملات اندک، پرش‌های بزرگی را تجربه کنند.

این اقدام گرچه شتاب رشد شاخص را افزایش داد، اما آن را بر پایه‌ای لرزان بنا نهاد. وقتی بازار به این شکل صعود می‌کند، در واقع توانایی “نفس کشیدن” از آن سلب می‌شود؛ قیمت‌ها بدون توقف افزایش می‌یابند و هیچ‌گاه صحت‌سنجی نمی‌شود که آیا در سطوح قیمتی جدید، خریدار واقعی با توان خرید کافی حضور دارد یا خیر.

همین کمبود فرصت تنفس است که امروز به شکل افت‌های ناگهانی و متوالی در بازار ظاهر شده است. بی‌تردید، تحولات سیاسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همواره به عنوان عاملی مؤثر بر بازار سرمایه ایران مطرح بوده‌اند. احتمال فعال شدن مجدد ریسک‌های سیاسی، موضوعی است که هیچ تحلیلگری قادر به نادیده گرفتن آن نیست و واکنش منفی بازار در چنین شرایطی امری طبیعی و احتیاط‌برانگیز است. با این حال، اشتباه محاسباتی بزرگ در تفسیر وضعیت کنونی، آن است که تمامی مشکلات را به گردن ریسک‌های سیاسی بین‌المللی بیندازیم. این عوامل بیرونی شاید نقش “جرقه آغازین” را زده باشند، اما بستر این ریزش از پیش و در ساختار درونی بازار مهیا شده بود.

اگر بازار در ماه‌های قبل فرصت یک تعدیل تدریجی و تحت کنترل را پیدا می‌کرد، شوک‌های خارجی نمی‌توانستند چنین تأثیر عمیق و سریع‌القایی بر آن بگذارند. به عبارت دیگر، ریسک سیاسی می‌توانست بازار را منفی کند، اما این تصمیمات اشتباه داخلی بود که سبب شد منفی شدن بازار به سرعت به یک فرآیند پرهزینه تبدیل شود. تمرکز صرف بر عوامل خارجی، به معنای نادیده گرفتن صریح مسئولیت سیاست‌گذاری داخلی است.

نمودار شاخص کل نشان می‌دهد که پس از اوج‌گیری، سرعت افت قیمت‌ها بسیار زیاد بوده است. این پویایی، دال بر از بین رفتن اعتماد کوتاه‌مدت و تلاش سرمایه‌گذاران برای خروج سریع از فضای بازار است. تجربه اثبات کرده است که در چنین موقعیتی، هیچ دستور یا توصیه مقطعی نمی‌تواند مانع از سقوط شود. بازار تنها زمانی به آرامش بازمی‌گردد که احساس کند قیمت‌ها به سطحی منطقی و قابل دفاع رسیده است.

اما محور اصلی بحث اینجاست: اگر بازار پیش‌تر اصلاح می‌شد، اکنون با چنین هیجانات قیمتی مواجه نبودیم. اصلاح زودهنگام به بازار اجازه می‌دهد قیمت‌ها را بازتنظیم کرده، انتظارات را تعدیل نماید و بازیگران را برای استمرار مسیر آماده سازد. اما اصلاحی که به تعویق می‌افتد، معمولاً با فشار روانی شدید، شتاب‌زدگی در فروش و تعمیق بی‌اعتمادی همراه است.

در نهایت، ریزش‌های مقطعی در بورس فعلی، نتیجه همزمان سه عامل اصلی است: اول، رشد سریع و بی‌وقفه که فرصت تعادل را از بین برد؛ دوم، تصمیمات سیاستی نادرست که سازوکارهای کنترل نوسان را تضعیف کرد؛ و سوم، ریسک‌های ژئوپلیتیکی که به عنوان عامل تشدیدکننده عمل کردند.

نادیده گرفتن دو عامل نخست و تمرکز افراطی بر عامل سوم، تحلیلی ناقص و به شدت گمراه‌کننده است. بازار سرمایه بیش از هر چیز، نیازمند حکمرانی سنجیده و پذیرش منطق رفتارهای شکل‌گرفته در آن است. اصلاح، یک اصل غیرقابل اجتناب در چرخه حیات بازار است؛ و هرچه این تعدیل، زودهنگام‌تر، شفاف‌تر و بدون دخالت‌های مخرب انجام شود، هزینه اقتصادی و اجتماعی آن برای کل جامعه کمتر خواهد بود.

copied
ارسال نظر
 

وب گردی