افزایش تعرفههای توانبخشی کمر خانوادههای دارای فرزند اتیسم را شکست!
در حالی که انتظار میرفت وزارت بهداشت در آستانه روز جهانی اتیسم از خانوادههای کودکان مبتلا به اتیسم حمایت کند، افزایش چشمگیر تعرفههای خدمات توانبخشی، خشم و اعتراضات گستردهای را در میان این خانوادهها برانگیخته است.

در شرایطی که ۱۳ فروردین به عنوان روز جهانی اتیسم گرامی داشته میشود، بسیاری از خانوادههای دارای فرزند اتیسم از اقدام وزارت بهداشت در افزایش تعرفههای خدمات توانبخشی انتقاد میکنند. این افزایش تعرفهها که به جای ارائه بستههای حمایتی صورت گرفته، نارضایتی شدیدی را در میان این خانوادهها به وجود آورده است.
خانوادهها معتقدند توانبخشی برای کودکان اتیسم یک فرآیند طولانی و دائمی است و دولت باید از هزینههای آن حمایت کند. اما دولت این خدمات را به عنوان یک کالای لوکس تلقی کرده و حتی آنها را تحت پوشش بیمه قرار نمیدهد.
رها مختاری، فعال حوزه اتیسم، در این باره میگوید: «در شرایطی که نیم ساعت توانبخشی ۷۰۰ هزارتومان هزینه دارد، نه خانواده و نه درمانگر نمیتوانند مجالی برای درمان کودک پیدا کنند و در نتیجه کیفیت و نتیجه توانبخشی به دلیل تعرفههای سنگین کاهش پیدا کرده و روند درمان معکوس میشود و دولت باید با حمایت خانوادهها تسهیل درمان این کودکان را فراهم کند.»
او با تشبیه ضرورت خدمات توانبخشی برای کودکان اتیسم به ضرورت نان برای عموم مردم، تأکید کرد: «توانبخشی رکن اساسی درمان اتیسم و برای مبتلایان به این اختلال حیاتی است و وزارت بهداشت با افزایش تعرفهها و عدم حمایت از خانوادهها آنان را از یک نیاز حیاتی و اساسی خود محروم میکند.»
مختاری با اشاره به اینکه خدمات توانبخشی در کودکان اتیسم دیربازده است، بیان کرد: «متأسفانه خانوادهها با صرف هزینههای سنگین و گذاشتن زمان در کوتاه مدت نتایج امیدوارکنندهای دریافت نمیکنند و اقدامات درمانی را بیفایده میبینند و با توجه به عدم نظارت بر کیفیت درمان، حس مورد سواستفاده قرار گرفتن نیز پیدا میکنند درحالیکه حمایت دولت از این خدمات میتواند موجب افزایش تابآوری خانوادهها در تداوم درمان شود.»
او همچنین با اشاره به اهمیت نقش توانبخشی در سرنوشت کودکان اتیسم اظهار داشت: «در شرایطی که توانبخشی پشت درهای بسته اتاق درمان انجام میشود عملا خانواده درکی از اقدامات مورد نیاز فرزند خود ندارد و وابستگی به کلینیکها نتیجه کنارگذاشته شدن خانواده از مشارکت در درمان است.»
به گفته مختاری تعیین نرخ تعرفه خدمات توانبخشی بهشکلی است که کل بودجه خانواده را فقط به کودک اتیسم اختصاص میدهد. او میگوید: «وقتی نرخ توانبخشی ۵ برابر درآمد یک سرپرست خانوار تعیین میشود پیام غیر ضروری دانستن و لوکس شمردن این خدمات از طرف دولت صادر میشود و این معنا را دارد که توانبخشی یک نیازی پایهای و اساسی نیست بلکه یک نیاز فرعی و لاکچری است و صرفا خانوادههایی که بضاعت مالی دارند باید سراغ آن بروند.»
این فعال حوزه اتیسم با بیان اینکه هیچیک از بیمهها موظف به پرداخت هزینههای توانبخشی نیستند، تأکید کرد: «دولت بهجای ارائه خدمات توانبخشی در بیمه پایه و تکمیلی، اتیسم را در قالب یک تفاهمنامه بهعنوان زیر مجموعه بیماریهای خاص ثبت کرده و از این طریق از تخصیص اعتبار و تأمین منابع برای اتیسم شانه خالی کرده است.»
مختاری همچنین به نقش بیتدبیری دولت در ایجاد تقابل بین خانوادهها و کادر درمان اشاره کرد و گفت: «دولت با خصوصیسازی توانبخشی، هزینههای سنگینی را برای کادر درمان ایجاد کرده و مالیاتهایی که بر درآمد کلینیکها تعریف میکند به نسبت بالا رفتن تعرفه خدمات، چند برابر میشود.»
او توقف اعمال نرخنامه ابلاغی وزارت بهداشت در نوروز امسال را مطالبه جدی جامعه اتیسم در آستانه روز جهانی اتیسم خواند و گفت: «دولت تا زمان رفع معضل بیمه و خارج کردن خدمات درمانی از قالب تفاهمنامه با بنیاد بیماران خاص و تعریف خدمات توانبخشی در ساختار بیمه پایه و تکمیلی، نباید هیچگونه افزایش تعرفهای را به جامعه اتیسم تحمیل کند.»