کدام عادت پنهان، سلامتی کبد را تهدید میکند؟
آیا ساعات طولانی پشت میز نشستن و فشارهای روزمره کاری، تنها عامل سمی شدن کبد شماست؟
دکتر حدیث غفاری خلیق، روانشناس، مشاور و مدرس دانشگاه، در تشریح ارتباط متغیرهای روانشناختی با بیماریهای جسمی، اشاره میکند که بیماری «کبد چرب غیرالکلی» (NAFLD) دیگر یک مسئله صرفاً تغذیهای نیست، بلکه یکی از شایعترین اختلالات متابولیک فعلی محسوب میشود که به شدت به نحوه زندگی، سطح استرس و رفتارهای روزمره افراد وابسته است. ایشان تأکید میکنند که اگرچه اصلاح الگوی تغذیه و افزایش فعالیت فیزیکی سنگ بنای درمان است، اما غفلت از بُعد روانشناختی، مسیر بازگشت به سلامت را مختل میسازد. به همین دلیل، در رویکردهای نوین درمانی در کشورهای پیشرو، درمان کبد چرب دیگر یک رویکرد تکبعدی نیست و بخش قابل توجهی از مداخلات درمانی آن به حوزههای روانشناختی تخصیص داده میشود.
استرس، عامل نفوذی و مخرب برای عملکرد کبد
استرسهای مزمن، با ترشح مداوم هورمونهایی نظیر کورتیزول، بستر را برای تجمع چربیها در ناحیه شکمی فراهم میآورند، مقاومت به انسولین را تشدید کرده و التهاب سراسری بدن را افزایش میدهند. این فرآیندها به صورت مستقیم بر اشتهای فرد تأثیر گذاشته و میل به مصرف غذاهای با قند و چربی بالا را تقویت میکنند که نتیجه آن، وخامت وضعیت کبد چرب است. این تحلیلگر حوزه سلامت روان خاطرنشان میسازد: «کاهش سطح استرس یکی از مؤثرترین و سریعترین مسیرهایی است که میتواند میزان التهاب و تجمع چربی در کبد را مهار کند.» در نتیجه، همواره بر لزوم اجرای همزمان رواندرمانی، تمرینات ذهن–بدن و تکنیکهای مدیریت هیجان در کنار برنامه غذایی تأکید میشود.
روشهای اثباتشده رواندرمانی برای پایداری تغییر
مشکل اصلی بسیاری از بیماران کبد چرب، آگاهی از لزوم رژیم و ورزش است، اما ناتوانی در حفظ این تغییرات به یک مانع تبدیل میشود. دکتر غفاری خلیق، درمان شناختی-رفتاری (CBT) را یکی از بهترین ابزارهای مداخلهای برای بیماریهایی میداند که نیازمند تغییرات پایدار در سبک زندگی هستند. این رویکرد درمانی به بیمار کمک میکند تا باورهای ناکارآمد و ناامیدکنندهای نظیر «کاهش وزن برای من غیرممکن است» را اصلاح کند. همچنین، بیمار یاد میگیرد تا رفتارهای ناسالم غذایی خود را شناسایی کرده و آنها را با الگوهای سالم جایگزین نماید، با موقعیتهایی که منجر به پرخوریهای هیجانی میشوند، مقابله کند و مهمتر از همه، تعهد خود به برنامه ورزشی و رژیمی را حفظ نماید. مطالعات بالینی تأیید کردهاند که بیمارانی که همزمان با درمانهای پزشکی از CBT بهره میبرند، در دستاوردهای بلندمدت کاهش وزن، اصلاح آنزیمهای کبدی و کم شدن چربی کبد، نتایج ماندگارتر و عمیقتری کسب میکنند.
کنترل پرخوری هیجانی: تکنیکهایی برای فرار از حلقه غذا
همانطور که اشاره شد، ریشه مشکل در جایی عمیقتر است: «پرخوری هیجانی» در بخش قابل توجهی از بیماران کبد چرب مشاهده میشود، بهویژه زمانی که فرد مضطرب است، احساس تنهایی یا بیکفایتی می کند یا تحت فشار زندگی قرار گرفته است. روانشناسی با بهکارگیری راهکارهایی همچون ذهنآگاهی، مهار تکانهها، شناسایی محرکهای اصلی، برنامهریزی دقیق وعدههای غذایی و بازسازی شناختی، به فرد یاری میرساند تا واکنشهای احساسی خود را بهشکلی مؤثرتر مدیریت کرده و دیگر از غذا به عنوان مکانیسمی برای فرار از واقعیت استفاده نکند. تمرینات مبتنی بر ذهنآگاهی، شامل مدیتیشن، یوگا و تکنیکهای تنفس عمیق، مستقیماً بر کاهش سطح کورتیزول، کم کردن التهاب سیستمی، بهبود کارایی سیستم ایمنی بدن و تقویت خودکنترلی فرد در برابر تمایلات غذایی مخرب اثر میگذارد. از آنجایی که کبد چرب یک پدیده التهابی–متابولیک است، کاهش التهاب ارتباطی مستقیم با بهبود شرایط بیمار دارد. نکته دیگری که اغلب نادیده گرفته میشود، تنظیم مطلوب خواب است؛ کمخوابی ارتباط مستقیمی با افزایش هورمون گرسنگی، کاهش هورمون سیری، افزایش مقاومت به انسولین و در نهایت افزایش ذخیره چربی دارد.
نقش حمایتی تیم درمان در تثبیت نتایج
به گفته متخصصان، دستیابی به درمان کبد چرب بدون ایجاد انگیزه درونی و اطمینان از پایداری تغییرات، عملاً میسر نخواهد بود. در این مسیر، حضور حمایتی خانواده و دوستان نقش حیاتی در موفقیت بیمار ایفا میکند. درمانگران در این مرحله به فرد کمک میکنند تا شبکههای حمایتی قوی بسازد، از ظرفیتهای خانواده به عنوان نیروی پیشران استفاده کند، در برابر انتقادها و قضاوتهای احتمالی اطرافیان ایمن بماند و بتواند فشارهای محیطی را تاب بیاورد. این حمایت اجتماعی و خانوادگی نه تنها استرس را کاهش میدهد، بلکه احتمال موفقیت کل فرآیند درمانی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
جمعبندی:
بنابراین، کبد چرب نباید صرفاً به عنوان یک نارسایی صرفاً جسمی تلقی شود؛ زیرا ریشههای عمیقی در حوزههای روانی، رفتاری و شیوههای زندگی افراد دارد. به همین سبب، مداخلههای روانشناختی یکی از قدرتمندترین ارکان درمانی برای این عارضه محسوب میشوند. این مداخلات میتوانند به طور همزمان استرس و التهاب را سرکوب کنند، پرخوری هیجانی را تحت کنترل درآورند، نیروی محرکه و انگیزه بیمار را تقویت نمایند، کیفیت خواب را بهبود بخشند، پایبندی فرد به برنامه ورزشی و رژیم غذایی را افزایش دهند و در نهایت، روند کلی بهبودی کبد را چندین برابر تسریع کنند.