افشای اسرار مغز: چرا حافظه زیر فشار کار و زندگی روزمره به زانو در میآید؟
برای بسیاری از افراد میانسال که در اوج مسئولیتهای شغلی و خانوادگی هستند، زمزمههای فراموشیهای کوچک روزمره، بیش از پیش نگرانکننده شده است.
فراموشی، به عنوان یکی از تجارب رایج در حوزه شناختی، پدیدهای است که در مقاطع سنی مختلف خود را نشان میدهد و ریشههای متفاوتی دارد. از منظر عصبشناسی شناختی، عملکرد حافظه شامل یک زنجیره دقیق از رمزگردانی، ذخیرهسازی و بازیابی اطلاعات است؛ هرگونه اخلال در این سهگانه میتواند منجر به عدم به یادآوری شود. با این حال، متخصصان تأکید دارند که بسیاری از موارد فراموشی که روزانه تجربه میکنیم، گذرا و معلول عوامل موقتی هستند.
دکتر روح اله زاهدیان، عضو هیئت علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در تحلیلی کلیدی، نقش کاهش تمرکز و توجه را به عنوان یکی از مؤثرترین محرکهای فراموشی برجسته کرد. او با اشاره به تأثیر فشارهای روانی، افزود: «زمانی که فرد تحت استرس، اضطراب یا فشارهای روانی قرار دارد، عملکرد شبکههای عصبی مرتبط با توجه و حافظه، بهویژه در قشر پیشپیشانی و هیپوکامپ، دچار اختلال میشود.»
وی در ادامه، اثرات بیولوژیک استرس مزمن را مورد توجه قرار داد و توضیح داد که افزایش پایدار هورمون کورتیزول، سبب تضعیف روند تثبیت حافظه شده و در نهایت، ظرفیت فرد برای یادآوری مؤثر اطلاعات را تنزل میدهد.
چالش کمخوابی و فرسایش شبانه حافظه
یکی دیگر از ستونهای اصلی مؤثر بر عملکرد مغز، مقوله خواب است. دکتر زاهدیان در این باره بیان داشت: «کمخوابی و اختلالات مربوط به خواب، نقشی اساسی در بروز فراموشی ایفا میکنند.» به گفته این متخصص، فرآیند تحکیم و سازماندهی دادههای آموختهشده عمدتاً در طول مراحل خواب عمیق و خواب رِم (REM) اتفاق میافتد؛ در نتیجه، محرومیت از خواب به طور مستقیم منجر به کاهش انعطافپذیری سیناپسی و افت عملکرد کلی تواناییهای شناختی میشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، عوامل دیگری را نیز در این روند دخیل دانست. با گذشت زمان و افزایش سن، مغز دچار دگرگونیهای ساختاری و کارکردی طبیعی میشود که نتیجه آن کاهش سرعت در پردازش اطلاعات و کندی در فرآیند بازیابی خاطرات است. دکتر زاهدیان تأکید کرد که در اکثر موارد، این تغییرات بخشی از روند طبیعی پیری هستند و مادامی که فعالیتهای روزمره فرد را به طور جدی مختل نسازند، نباید آنها را نشانهای از یک بیماری قلمداد کرد. با این وجود، وی هشدار داد که فراموشیهایی که ماهیت شدید، پیشرونده یا ایجادکننده اختلال عمده دارند، لزوماً نیاز به ارزیابیهای تخصصی دارند.
الگوی زندگی: کلید حفظ قدرت بازیابی
دکتر زاهدیان با تأکید بر ارتباط مستقیم سبک زندگی با سلامت حافظه، خاطرنشان ساخت که عوامل محیطی و عادات روزانه تأثیر شگرفی بر این سیستم حیاتی دارند. وی اظهار داشت: «تغذیه نامناسب، کاستی در ریزمغذیهای کلیدی مانند ویتامینهای خانواده B، اسیدهای چرب امگا ۳ و آنتیاکسیدانها، همچنین مصرف مواد محرک مانند الکل و مواد مخدر و یا سوءمصرف برخی داروهای تجویزی، عملکرد سیستم عصبی را به چالش میکشند.»
این پژوهشگر حوزه علوم اعصاب ادامه داد: «مطالعات علمی قویاً نشان میدهند که روشهای پیشگیری از فراموشی و حفظ کارایی شناختی، در گرو اصلاح سبک زندگی است.» او مواردی چون خواب کافی و منظم، تحرک بدنی مستمر، رژیم غذایی متعادل، مدیریت فعال استرس و پابرجا نگه داشتن ارتباطات اجتماعی را به عنوان اصلیترین مکانیسمهای حفاظتی حافظه معرفی کرد.
فعالیتهای محافظتکننده مغز در برابر فراموشی
از دیدگاه حفظ انعطافپذیری مغز، دکتر زاهدیان توصیه کرد که مغز باید به طور مداوم فعال نگه داشته شود. به گفته وی، «فعالیتهایی نظیر مطالعه، کسب مهارتهای جدید، درگیری در چالشهای فکری و شناختی، به تقویت انعطافپذیری عصبی کمک کرده و به طور چشمگیری عملکرد حافظه را بهبود میبخشد.»
این عضو هیئت علمی در پایان، اهمیت مراجعه به موقع برای حفظ سلامت عمومی مغز را یادآور شد: «توجه به سلامت روان و لزوم مراجعه به متخصص در صورت مشاهده نشانههای مداوم یا غیرطبیعی فراموشی، نقشی حیاتی در تشخیص زودهنگام و در نتیجه، حفظ مطلوب کیفیت زندگی افراد ایفا میکند.»